نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان درباره کارگز فقیریاست که او را با نام کلود ولگرد میشناسند.او در اثرفشار بیکاری برای سیرکردن شکم خود و خانوادهاش دست به سرقت میزند و به زندان میافتد و در آنجا ناخواسته مرتکب قتل و محکوم به اعدام میشود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ زن با لحن محزونی گفت: «عجیب است، نه؟ دور و بر ما همه چیز دارد میرود روی هوا، ولی هنوز بعضیها نگران یک قفل شکستهاند، بعضیها هم اینقدر وظیفهشناساند که میآیند برای تعمیر… ولی شاید درستش همین باشد، همین سر و کله زدن با خردهریزها، همین وظیفهشناسی و درستکاری که ما داریم، حالا که دنیا دارد سر و تهش هم میآید، عقلمان را سر جایش نگه داشته.» ”