استیو چندلر

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - خودتان را دوباره بسازید - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

اندر حماقت حکمتنویسنده: جولیان بگینیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ بهترین حکایت‌ها و ضرب‌المثل‌ها و نقل قول‌ها مفاهیم مهمی را در قالب چند کلمه کوتاه می‌گنجانند . اما ممکن است همین چند کلمه خیلی گول‌زننده باشد . شاید بهتر است بدانید که هر ضرب‌المثلی یک نمونه مشابه و یک نمونه متضاد دارد . از این طرف می‌گوییم نرود میخ آهنین در سنگ و از آن طرف مدعی می‌شویم که ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است . یک دفعه می‌گوییم یک دست صدا ندارد اما بعد می‌گوییم آشپز که دو تا شد غذا یا شور می‌شود یا بی‌نمک . اما فکر نکنید این تناقض‌ها اثر یکدیگر را خنثی می‌کنند و دست ما را خالی می‌گذارند . بلکه باید بدانید هر کدام از این سخنان فقط قسمتی از واقعیت را در بر می‌گیرند . این عبارات تنها زمانی ما را به گمراهی سوق می‌دهند که به جای تشخیص چیزهایی که در آن پنهان است فکر کنیم اینها خود حقیقتند . باید گفت اینطور نیست که هر کسی برای هر چیزی ضرب‌المثلی در آستین دارد ، در مورد هیچ چیز تفکر نمی‌کند . یک طوطی که چیزی جز سخن بزرگان بر زبان نمی‌راند خودش صاحب آن دارایی نمی‌شود . به همین دلیل است که بسیاری از این سخنان حکیمانه که طوطی‌وار تکرارشان می‌کنید اگر بدون تفکر و تأمل تکرار شوند حالتی حماقت‌گونه به خود می‌گیرند . این کتاب جزو آن دسته کتاب‌هایی است که باید ساعت‌‌ها در موردش به بحث و گفتگو نشست . این کتاب نه یک کتاب مرجع است و نه راهنما ، بلکه برای آن نگاشته شده تا شعله تفکر افراد اهل فکر را بیشتر دامن بزند . ”

مدار صفر درجه- مجموعه سه جلدینویسنده: احمد محمودRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کلیه‌ی وقایع داستان از مرداد 1332 آغاز می‌شوند و تا بهمن 1357 ادامه پیدا می‌کنند. در این بازه‌ی زمانی پرالتهاب، همچنان که جریان‌های سیاسی و معترضین پا به میدان مبارزه می‌گذارند، باران نیز رفته‌رفته به دنیای سیاست وارد می‌شود. کتاب صوتی مدار صفر درجه را می‌توان نوعی داستان نمادین دانست. با بیداری و آگاهی باران نسبت به اوضاع زمانه‌اش، در حقیقت ایرانی را می‌بینیم که به‌تدریج به آگاهی و بینش جمعی می‌رسد. احمد محمود همزمان با ایران آشفته‌ی پهلوی، خانواده‌ی نابه‌سامان باران را نیز برایمان ترسیم می‌کند. «بابان»، «نوروز»، «برزو»، «خاور»، «بی‌بی سلطنت»، «بلقیس» و «نوذر» خانواده‌ی فقیر و پرآشوب باران را تشکیل می‌دهند؛ در خانه‌ای قدیمی که نداری و بی‌پولی از سرتاپای آن می‌بارد. پدری که در راه مبارزه با حکومت کشته شده، برادری ناخلف، خواهری که در حسرت داشتن کودک است و برادری که طعمه‌ی کوسه‌ها شده، همه نشان از خانواده‌ای روبه‌زوال دارند که برای بهبود اوضاع دست‌و‌پا می‌زند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools