نگاهی اجمالی به کتاب“ ما محتاج رعایتیم انگار، چه وقتی معشوقیم و کسی دوستمان میدارد، چه وقتی عاشقیم و کسی را دوست میداریم. ما، همین ما که میتوانیم در این آشفتهبازار فروش عشقهای یکبارمصرف در رنگها و اندازهها و مدلهای گوناگون، با یک پیامک سروته یک رابطه را هم بیاوریم یا کهنهای را نو کنیم، دلمان رعایت میخواهد؛ رعایت شدن، رعایت کردن.
رعایت، همان چیزی است که ما توی زندگیهامان گمش کردهایم. همان که گمشدنش گلدانهایمان، آدمهایمان، عشقهایمان را خشکاندهاست ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ این کتاب غیرداستانی درباره زنی است که می کوشد از بیماری ناشناخته ای که دارد روح و جسمش را می خورد جان به در ببرد. این کتاب شعر نیست، اما الیزابت تووا بایلی تاریخ طبیعی حلزون را به شیوه ای شاعرانه بررسی کرده است.
یک روز دوستی هدیه ای سرنوشت ساز به او می دهد: گلدانی بنفشه با یک حلزون جنگلی قهوه ای کوچک، تنها حیوان خانگی که او در این شرایط توان نگهداری اش را دارد. کم کم معلوم می شود که میان شیوه زندگی حلزون و سبک جدید زندگی نویسنده در بیماری شباهت های غیرمنتظره ای وجود دارد. ”