نگاهی اجمالی به کتاب“ آنگاه که عشق و درد به هم میآمیزند؛ آنگاه که لحظهای عشق در رگانت میجوشد و گاه درد جانت را در مینوردد ....
ابراهیم که در هیاهوی استانبول، این شهر زنده و پر اتفاق، زندگی معمولی و یکنواختی دارد، با شنیدن خبر مرگ حسین، دوست دوران کودکیاش، به زادگاهش برمیگردد.در آن شهر قدیمی، به دنبال سرنوشت حسین که با عشق و زخم آغاز شده و به مرگ در امریکا انجامیده، روانه میشود و به نام ملکناز میرسد؛ دختر ایزدی و سرآغاز پیوند و جدایی ... ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ چارلز اگستوس میلورتون مردی شریر و فرصت طلب است که با بدست آوردن مدارک شخصی افراد ثروتمند از نقاط ضعف آنها دست به اخاذی میزند. بر همین اساس او زندگی افراد بسیاری را به تباهی کشاندهاست. هولمز با توجه به شناخت و نفرتی که از این شخص دارد و بنا به تقاضای لیدی برکول درگیر پرونده اخاذی میلورتون از او میشود. ”