طاهره زمانی بهابادی

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - سرزمین آلوچه‌های نارس - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

بی‌شعورها توطئه می‌کنندنویسنده: خاویر کرمنتRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب بی‌شعورها توطئه می‌کنند اثر خاویار کرمنت، سومین جلد از مجموعه کتاب‌های "بیشعوری" می باشد. جهنم روی زمین جایی است که بی شعور حضور داشته باشد، چون او دشمن مردم است؛ و دشمن بی شعور، بر ملا شدن حقیقت. جامعه برای خلاص شدن از شر و توطئه بی شعورها به یک خانه تکانی جدی نیاز دارد. بی شعورهای خود شیفته، تنبل،پول دوست و قدرت طلب خیال می کنند برای رسیدن به خواسته هایشان باید همیشه دوز و کلک بزنند؛ چاخان، شیادی و تقلب کنند و تمام معیارها، ارزش ها، اصول اخلاقی و معنوی را زیر پا بگذارند. آن ها میخواهند قدرت، شجاعت، شرافت، وجدان و تفکر درست را از مردم سلب کنند؛ شعارهای تو خالی بدهند و حرف مفت بزنند. هدف بی شعورها تضعیف ارزش ها و استانداردهای افراد با وجدان است. راه کارهای این کتاب به تو یاد میدهد؛ از عملکرد بیشعورها سر در بیاوری، در دام آن ها و بازیچه دستشان نشوی، تفرقه افکنی و پنهان کاری آن ها را شناسایی و دستشان را رو کنی تو باید خط مشی اخلاقی و وجدانی خود را قاطعانه برایشان اعلام کنی و به آنها بفهمانی برای تو معرفت، شرافت، وجدان و آبرومندی از همه چیز بالاتر و مهم تر است. ”

دفتر بزرگنویسنده: آگوتا کریستفRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان دفتر بزرگ اثر آگوتا کریستوف در سال 1986 منتشر شد. داستان این کتاب از زبان دو پسر بچه دوقلو است که در میانه‌ی جنگ جهانی دوم مجبور می‌شوند از شهر به روستایی که مادربزرگ‌شان در آن زندگی می‌کند، مهاجرت کنند. نویسنده در این کتاب سختی‌ها و ناملایمات جنگ را نشان می‌دهد که باعث می‌شود نسل بعد از این واقعه؛ سخت‌کوش‌تر و مبارز‌تر تربیت شوند. کریستوف چهره‌ای از جنگ را در این کتاب به تصویر می‌کشد که پیش‌تر کم‌تر به آن توجه شده است. او در داستان دفتر بزرگ، نابود شدن احساسات و عواطف مردم در شرایط سخت را درون‌مایه‌ی داستانش قرار داده و دنیای بی‌رحم جنگ و تاثیرش بر روح و روان کودکان و مردم را روایت می‌کند. کریستوف در واقع باتجربه‌ی تلخ خودش از جنگ جهانی دوم در داستان دفتر بزرگ فجایع را از زبان کودکان بیان می‌کند. داستان دفتر بزرگ از زبان دو پسر بچه با هم تعریف می‌شود که در شرایط سخت جنگ برای مقاوم بودن تمرین می‌کنند. این دو پسر بچه به روستایی لب مرز سفر می‌کنند که مردم آن‌جا مادربزرگ‌شان را جادوگر می‌نامند. آن‌ها در شهر از حمام، سلمانی و رختخواب تمیز برخوردار بوده‌اند درحالی‌که در شرایط جدید همراه زنی کثیف باید زندگی کنند که همیشه لباس‌هایی به رنگ خاکستری می‌پوشد و بوی نامطبوع می‌دهد. شرایط دشوار و پیچیده زندگی این دو پسر بچه که باید به دور از مادر و پدرشان زندگی کنند بازتابی از تاثیر جنگ است که باعث می‌شود حتی کودکان هم دارای روح و جسمی پولادین، عاری از هرگونه نشاط، محبت و عشق شوند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools