نگاهی اجمالی به کتاب“ برای نخستین بار خودش را به مرگ نزدیک میدید، ترسی که وجودش را فرا گرفته و نفسش را بریده بود، ربطی به مرگ خودش نداشت؛ بلکه به خاطر ماجرای مرموزی بود که از آن سر در نمیآورد. ترس از اینکه در آن ماهها چه رخ خواهد داد و تا کی این قصه ادامه خواهد داشت و در این اندک روزهای بودنش چه بر او خواهد گذشت، پنداری به ساعتی بیعقربه چشم دوخته بود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ شاید بتوان دلیل موفقیت موراکامی را در جسارتش در نوشتن داستانهایی متفاوت دانست. او که در هر دو زمینه داستانکوتاه و رمان نویسنده موفقی است میگوید : "من اساسا رمان نویسم.اما خیلیها میگویند داستانهای کوتاهام را به رمانهای ترجیح میدهند.این حرف نه تنها ناراحتم نمیکند بلکه از شنیدنش خوشحالم." ”