ویکتور فرانکل

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - انسان در جستجوی معنا - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

سفر سیلکانویسنده: هدر موریسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ سیلکا که دختری شانزده ساله است به اردوگاه آشویتس-بیرکناو اعزام می‌شود و فرمانده‌ی اردوگاه مجذوب زیبایی او می‌گردد. این دختر نوجوان علی‌رغم میلش از زندانی‌های زن دیگر جدا می‌شود و به سرعت درمی‌یابد که قدرت، حتی اگر ناخواسته باشد می‌تواند بقای انسان را تضمین کند. جنگ جهانی دوم به پایان می‌رسد اما مشکلات سیلکا تمام نمی‌شود و ارتش شوروی او را به جرم همکاری با دشمن برای گذراندن محکومیتی پانزده‌ساله به اردوگاه کار اجباری در سیبری می‌فرستد. سیلکا هر روز با مرگ و زندگی در مبارزه است اما در همین ایام به وجود نیرویی در خود پی می‌برد که حتی تصورش را هم نمی‌کرد آن را داشته باشد. او در سخت‌ترین شرایط، با کمک پزشکی مهربان در بیمارستانِ اردوگاه، به پرستاری بیماران روی می‌آورد. سیلکا در این موقعیت جدید، دوستانی می‌یابد و متوجه می‌شود که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز قلبش می‌تواند برای عشق به دیگران بتپد. ”

من و استادمنویسنده: الیف شافاکRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ «من و استادم» رمانی از نویسنده ترک‌تبار فرانسوی، الیف شافاک (-1971) است. او در سال 2010 نشان شوالیه‌ی ادبیات و هنر کشور فرانسه را از آنِ خود کرد. آثار این نویسنده به سی زبان ترجمه شده و از طرف ناشران معروفی مثل ویکینگ، پنگوئن، ریزولی و ... به چاپ رسیده‌است. شافاک نویسنده‌ای است که به‌خاطر موقعیت شغلی خاص مادرش که دیپلمات بود، بخش بزرگی از زندگی‌اش را در شهرهای مختلف دنیا، از جمله مادرید، عمان، کُلن، بوستون، میشیگان، آریزونا، آنکارا و استانبول گذرانده‌است. به‌یقین توجه او به مردم و فرهنگ‌های مختلف، در اغلب آثارش آشکار است و رمان «من و استادم» نمونه‌ای از زندگی چندفرهنگی این نویسنده‌ی چیره‌دست است. نویسنده با بهره گرفتن از زبانی که ترکیبی از روایت و گفت‌وگوست، شخصیت‌های تاریخی را در کنار دو شخصیت خیالی این رمان، جهان (پسری از دیار هند) و فیلَش قرار می‌دهد. در جای‌جای رمان ردپای مردمانی از فرهنگ‌های مختلف دیده می‌شود، مردمی با مذاهب گوناگون که هرکدام به‌شکلی بی‌طرفانه در ماجراهای داستان نقش دارند. دغدغه‌ی الیف شافاک در این رمان، نه بازگویی تاریخ است، نه قهرمان‌سازی و نه دفاع از هویت یک قوم خاص. او سعی می‌کند حقیقت را بکاود. از نگاه او خرافه‌پرستی، تعصبات خشک مذهبی و هویت‌سازی‌های متعصبانه‌ی قومی، مخربِ تمدن بشری است. داستان در دوران سه پادشاه عثمانی، سلطان‌سلیمان، سلطان‌سلیم و سلطان‌مراد، اتفاق افتاده‌است. در این رمان، استانبول در مرکز توجه الیف شافاک قرار گرفته‌است؛ شهری جادویی که روی تپه‌ها بنا شده؛ شهری که جهان قهرمان اصلی داستان، با فیلَش به آن‌جا می‌رسد و بی‌خبر از ماجراها و سرنوشتی که زندگی‌اش را از این‌رو به آن‌رو خواهدکرد، به قصر سلطان‌سلیمان راه پیدا می‌کند و... از متن کتاب: شاید درون هر فردی، انسانی ناشناخته پنهان است که در پر تنش‌ترین و غیرمنتظره‌ترین لحظات، خودش را نشان می‌دهد. قلب انسان مثل اجرام آسمانی است که مُنجم تقی‌الدین آن‌ها را رصد می‌کرد. کسی نمی‌دانست در اعماق خود چه اسراری را جای داده‌است. تنها آسمان بالای سرمان اسرارانگیز نیست، در واقع تک‌تک انسان‌ها معمایی بزرگ هستند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools