چارلز دیزنزو

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - پزشک پوشالی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

مراقبهنویسنده: وین دایرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مشکلات کاری، درگیری‌های خانوادگی، هزاران فکر مهم یا غیرمهمی که در طول روز به ذهنمان هجوم می‌آورند، به‌علاوه‌ی نگرانی‌هایی بی‌مورد که درباره‌ی هر مسئله‌ی کوچک و بزرگی داریم، همگی باعث می‌شوند مغزمان به جهان آشفته‌ای از فکرهای درهم‌وبرهم بدل شود. خب، نه می‌توانیم کارمان را کنار بگذاریم و نه این امکان را داریم که قید خانواده و اطرافیان را بزنیم. بااین‌اوصاف چه باید کرد؟ پاسخ در یک کلمه است: مدیتیشن یا مراقبه! این روش به ما کمک می‌کند برای چند دقیقه هم که شده به ذهنمان استراحت بدهیم، سازوکار بدنمان را تحت کنترل بگیریم، تمرکز کنیم و به جای دست‌و‌پا زدن‌های بیهوده، در دریایی از آرامش و آگاهی شناور شویم. تمام این‌ها وسوسه‌برانگیز است اما خیلی از ما با وجود تمایل به انجام مدیتیشن، به خاطر عدم اطلاع از چندوچون آن اصلاً به سراغش نمی‌رویم. خبر خوب اینکه وین دایر در کتاب صوتی مراقبه هر آنچه از آداب و رسوم مدیتیشن باید بدانید، به شما می‌آموزد. ”

گورستان پراگنویسنده: اومبرتو اکوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب «گورستان پراگ» نوشته امبرتواکو(2016-1932)، فیلسوف، نشانه شناس، منتقد ادبی و رمان نویس ایتالیایی است. شهرت اکو در جهان به رمان‌‌نویسی برمی‌گردد، هم ‌چنین از او بیش از 40 کتاب علمی و مقاله به جای مانده است، که به زبان‌های گوناگون ترجمه شده و مخاطبان بسیاری در جهان دارد. از آثار برجسته او می‌توان به «آونگ فوکو»، «نام گل سرخ»، «آنک نام گل» اشاره کرد. کتاب «گورستان پراگ» ششمین رمان اکوست، که فضایی تاریخی دارد، زمان اتفاقات آن در قرن نوزدهم می‌گذرد و داستان در شهرهای تورین و پالرمو در ایتالیا جریان دارد. این رمان سرگذشت چندین شخصیت مختلف را روایت می‌کند. زمان در این رمان بسیار طولانی است و «اکو» برای بیان طولانی بودن آن از زبانی مناسب بهره برده است. موضوع این کتاب درباره فردی است که با سازمان‌های اطلاعاتی اروپا قرارداد بسته تا در ماجراهایی که توسعه اروپا را تحت تاثیر قرار می‌دهند، شرکت داشته باشد. نکته قابل‌توجه درباره این کتاب این است که تمام شخصیت‌های کتاب، واقعا وجود داشته‌اند و رمان در بستری واقعی روایت می‌شود. در بخشی از کتاب «گورستان پراگ» می‌خوانیم: همان‌طور که اینجا نشسته‌ام تا بنویسم، احساس نوعی شرمندگی دارم، انگار دارم روحم را به فرمان، نه ، به خاطر خدا، بگذارید بگوییم به توصیه‌ی یهودی‌ای آلمانی ( یا اتریشی، هر چند همه مثل هم‌اند) عریان می‌کنم. من کی‌ام؟ شاید بهتر باشد، به جای کارهایی که در زندگی انجام داده‌ام، از من دربار شور و شوق‌هایم بپرسید، عاشق چه کسی هستم؟ کسی که به ذهنم نمی‌رسد. می‌دانم که عاشق غذای خوب‌ام. فقط نام توردارژان کافی است نا سرتاپا بلرزم. این عشق است؟ از چه کسی بیزارم؟ می‌توانم بگویم یهودیان، اما این‌که چنین مطیع به پیشنهاد آن دکتر اتریشی(یا آلمانی) تن داده‌ام نشان می‌دهد که چیزی علیه یهودیان لعنتی ندارم». ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools