نگاهی اجمالی به کتاب“ من قصد دارم در این کتاب توصیههایی کاربردی به شما ارائه دهم تا به کمک آنها در برابر بسیاری از بیماریها از خود محافظت کنید. این توصیهها درک متفاوتی از علم پزشکی است و با استفاده از منابع ویژه خود، خواهیم توانست زرهمان را در برابر آسیبها مقاومتر کنیم. جسم و روح ما دائماً با یکدیگر در تعاملند و گنجینههایی واقعی هستند که باید آنها را بهدرستی بشناسیم و هر روز از آنها محافظت کنیم. این توصیهها به پنج بخشی تقسیم میشوند که ستون سلامتی ما هستند: تغذیه، مدیریت بدن، مراقبتهای روزانه، محافظت از مغز و درنهایت، رازهای خودکنترلی و خوشبینی. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان جدیدی نیست، اما فکر میکنم، حداقل برای این کتاب، ارزش دارد که یک بار دیگر آن را تعریف کنم. سال 1998 بود و داشتم فیلم محبوب را در مصاحبهی تلویزیونی زنده با جین سیسکِل، منتقد فیلم بزرگ شیکاگو سانتایمز، معرفی میکردم و همهچیز داشت خیلی آرام پیش میرفت تا اینکه اوضاع به هم پیچید. او پرسید: «بگو ببینم، از چی کاملاً مطمئنی؟» اولین بار نبود که مصاحبه میکردم. سالهای سال در مصاحبهها سئوالهای ترسناکی مثل این را از من پرسیده بودند و هنوز هم میپرسند و معمولاً جوری نمیشود که هیچ کلمهای برای پاسخ پیدا نکنم، اما باید بگویم جین موفق شده بود مرا گیر بیندازد. با منومن و درحالیکه میدانستم او بهدنبال چیزی بزرگتر، عمیقتر، پیچیدهتر است، گفتم: «اوه، دربارهی این فیلم؟» اما داشتم طفره میرفتم تا در ذهنم به پاسخی حداقل کمی منسجم برسم. اما او گفت: «نه، میدونی منظورم چیه؛ دربارهی خودت، زندگیت، هرچی، همهچی...» «اوه، من مطمئنم که... اوه... مطمئنم که، جین، یه کم وقت میخوام که دربارهاش بیشتر فکر کنم.» حالا شانزده سال گذشته و از آن موقع تا بهحال خیلی به این پرسش فکر کردهام، طوریکه تبدیل به پرسش اساسی زندگیام شده است: هر شب از خودم میپرسم دقیقاً از چه مطمئن هستم. ”