نگاهی اجمالی به کتاب“ جلد سوم این مجموعهی جذاب شاید تنها زمانی است که شخصیتهایش برای مدتی طعم واقعی آرامش را میچشند. ویچر مشغول آموزش دخترخواندهاش، در حال تبدیل به پدر حمایتگری است که طرفداران بازیهای کامپیوتری به خوبی با آن آشنایند. از طرف دیگر سیری شیفتهی کائرمورهن، تصمیم گرفته به ویچری قدرتمند تبدیل شود و انتقام خانوادهاش از نیلفگاردیها بستاند. تریس مریگولد، ساحرهای که در نبرد سودن کنار ینفر جنگیده نیز به جمع ویچرها میپیوندد تا بخشی از کمکهای جادویی موردنیاز آنها را فراهم کند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ فیثاغوروویچ مالکی میان مایه است که روزی به ضیافت ناهار ژنرال سواره نظام دعوت میشود.در طول مهمانی که تا انتهای شب میانجامد ، ژنرال از اسب ابلقی برای حاضران حرف میزند که بی همتاست و جزو دارایی خاص او محسوب میشود.فیثاغوروویچ تحت تاثیر مستی و جوی که بوجود آمده از دهانش میپرد که صاحب کالسکهای است عجیب و منحصر بفرد.توجه حاضران به گفته هایش جلب میشود و او همگی را برای ناهار فردا به خانه اش دعوت میکند.فردا ظهر در حالی که فیثاغوررویچ در خواب است و سرخوشی شب پیش نیز از سرش پریده با این خبر همسرش از خواب بیدار میشود که گروهی سواره به سوی خانه شان میآیند.گوگول در این داستان نیز، هم چون دیگر آثارش، با بیانی شوخ و طنزی گزنده آینه ای در برابرمان می گیرد و ما را با عادات مضحک مان روبرو میکند. ”