نگاهی اجمالی به کتاب“ وقتی حرف از موفقیت میشود بعضیها به یاد ماه تولدشان میافتند و سریع طالعبینی هفته را چک میکنند. بعضی هم با افسوس سری تکان میدهند: «با کمک مالی والدینم میتوانستم یک زندگی معرکه بسازم، البته اگر خوششانس بودم و در خانوادهی بیل گیتس به دنیا میآمدم!». موارد دیگری مثل اهمیت آشنا یا حتی ظاهر عالی هم که به کرات از این و آن شنیده میشوند. اما برایان تریسی در کتاب صوتی بهانهها را کنار بگذاریدتمام دلایلی که برشمردیم -و بسیاری دیگر را- با قدرت رد میکند.
این نویسندهی پرفروش نیویورکتایمز مهمترین عامل در رسیدن به موفقیت را نظم و انضباط میداند. بیشتر مردم در برابر بدترین دشمنان پیروزی، یعنی تنبلی و بیصبری کم میآورند. آنها با برگزیدن مسیری با کمترین مقاومت، دستاوردهای ناچیز را کسب میکنند یا چون توقع دارند خیلی زود به سعادت مدنظرشان برسند در مدت کوتاهی مبارزه را ترک میگویند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ سیلکا که دختری شانزده ساله است به اردوگاه آشویتس-بیرکناو اعزام میشود و فرماندهی اردوگاه مجذوب زیبایی او میگردد. این دختر نوجوان علیرغم میلش از زندانیهای زن دیگر جدا میشود و به سرعت درمییابد که قدرت، حتی اگر ناخواسته باشد میتواند بقای انسان را تضمین کند.
جنگ جهانی دوم به پایان میرسد اما مشکلات سیلکا تمام نمیشود و ارتش شوروی او را به جرم همکاری با دشمن برای گذراندن محکومیتی پانزدهساله به اردوگاه کار اجباری در سیبری میفرستد. سیلکا هر روز با مرگ و زندگی در مبارزه است اما در همین ایام به وجود نیرویی در خود پی میبرد که حتی تصورش را هم نمیکرد آن را داشته باشد. او در سختترین شرایط، با کمک پزشکی مهربان در بیمارستانِ اردوگاه، به پرستاری بیماران روی میآورد. سیلکا در این موقعیت جدید، دوستانی مییابد و متوجه میشود که حتی در سختترین شرایط نیز قلبش میتواند برای عشق به دیگران بتپد. ”