نگاهی اجمالی به کتاب“ «هیچ رویدادی به خودی خود رخ نمیدهد. زمانی در یک کار موفق میشوید که بفهمید باید خودتان با تلاش و جد و جهد آن را محقق کنی. »
کتاب نگرش یعنی همهچیز نوشتهی جف کلر به شما کمک میکند تا مسیر موفقیت را کشف کنید و در آن مسیر قدم بزنید. این کتاب خواننده را تشویق به تغییر نگرش میکند و برای این تغییر این امر روشی کارآمد ارائه میدهد.
جف کلر دربارهی این کتاب مینویسد: «هر قدر هم که طرز فکرتان مثبت یا منفی باشد، این کتاب برایتان مفید است. اگر طرز فکرتان منفی است، مایوس نشوید چون با استفاده از مطالب این کتاب میتوانید نگرشی مثبت در خود ایجاد کنید و به نتایج خارق العادهای در زندگیتان دست یاببد. و اگر هم اکنون نیز فردی مثبت اندیش هستید.، با استفاده از اصولی که در این کتاب مطرح می شود، میتوانید به مدارج بالاتر پیروزی و موفقیت صعود کنید. بیش از بیست سال است که روی این موضوع تحقیق میکنم که چرا بعضی از مردم در کارهایشان موفق هستند و بعضی ناکام. در این مدت، صدها کتاب و هزاران مقاله درباره ی نگرش و موفقیت مطالعه کرده و به بیش از سه هزار ساعت نوار صوتی در این زمینه گوش دادهام. به علاوه، با اشخاص موفق بی شماری مصاحبه کردهام تا به رمز موفقیتشان پیببرم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان جدیدی نیست، اما فکر میکنم، حداقل برای این کتاب، ارزش دارد که یک بار دیگر آن را تعریف کنم. سال 1998 بود و داشتم فیلم محبوب را در مصاحبهی تلویزیونی زنده با جین سیسکِل، منتقد فیلم بزرگ شیکاگو سانتایمز، معرفی میکردم و همهچیز داشت خیلی آرام پیش میرفت تا اینکه اوضاع به هم پیچید. او پرسید: «بگو ببینم، از چی کاملاً مطمئنی؟» اولین بار نبود که مصاحبه میکردم. سالهای سال در مصاحبهها سئوالهای ترسناکی مثل این را از من پرسیده بودند و هنوز هم میپرسند و معمولاً جوری نمیشود که هیچ کلمهای برای پاسخ پیدا نکنم، اما باید بگویم جین موفق شده بود مرا گیر بیندازد. با منومن و درحالیکه میدانستم او بهدنبال چیزی بزرگتر، عمیقتر، پیچیدهتر است، گفتم: «اوه، دربارهی این فیلم؟» اما داشتم طفره میرفتم تا در ذهنم به پاسخی حداقل کمی منسجم برسم. اما او گفت: «نه، میدونی منظورم چیه؛ دربارهی خودت، زندگیت، هرچی، همهچی...» «اوه، من مطمئنم که... اوه... مطمئنم که، جین، یه کم وقت میخوام که دربارهاش بیشتر فکر کنم.» حالا شانزده سال گذشته و از آن موقع تا بهحال خیلی به این پرسش فکر کردهام، طوریکه تبدیل به پرسش اساسی زندگیام شده است: هر شب از خودم میپرسم دقیقاً از چه مطمئن هستم. ”