نگاهی اجمالی به کتاب“ زن با لحن محزونی گفت: «عجیب است، نه؟ دور و بر ما همه چیز دارد میرود روی هوا، ولی هنوز بعضیها نگران یک قفل شکستهاند، بعضیها هم اینقدر وظیفهشناساند که میآیند برای تعمیر… ولی شاید درستش همین باشد، همین سر و کله زدن با خردهریزها، همین وظیفهشناسی و درستکاری که ما داریم، حالا که دنیا دارد سر و تهش هم میآید، عقلمان را سر جایش نگه داشته.» ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ال. جی. اسمیت همانند دیگر آثار مجموعهی خاطرات خونآشام، در این رمان نیز عشق را به نبرد پیوند میدهد تا شنوندهی داستان علاوهبر دنبال کردن صحنههای پرتلاطم مبارزه، هرچند کوتاه، از حضور عشق در لابهلای رخدادها نیز لذت ببرد. قلم نویسنده همانقدر که میتواند برای مخاطب مهیج و نفسگیر باشد، میتواند احساسی و برانگیزانندهی عواطف او هم باشد. مخاطب با شنیدن چگونگی برخورد النا با استفان در زندان و لحظات سرشار از عواطف انسانی، بیشک به وجد میآید. ”