نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان، روایتگر دنیای خاص، درونی و ساکت پسربچه ای است که بتدریج از زندگی واقعی، اعضا خانواده و همکلاسی هایش فاصله میگیرد و در حجمی سفید و خاموش و مرموز سیر میکند که در حقیقت به دلیل از دست دادن حس شنوایی در او ایجاد شده است. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ امبر در بیمارستان از خواب بیدار می شود. نمی تواند تکان بخورد. نمی تواندحرف بزند. نمی تواند چشم هایش را باز کند. او می تواند صدای هر کسی را در اطرافش بشنود؛ اما آنها از این موضوع کاملا بی خبرند. امبر به یاد نمی آورد که چه اتفاقی رخ داده؛ اما بر این شک است که این قضایا با شوهرش ارتباط دارد. با نوسانی که میان اتفاقات کنونی، وقایع یک هفته قبل از تصادف و خاطراتی مربوط به بیست سال پیش و دوران کودکی او صورت می گیرد. ”