ذهنت را مدیریت کن، سرنوشتت را بساز

کتاب صوتی

کتاب صوتی ذهنت را مدیریت کن، سرنوشتت را بساز

کتاب صوتی ذهنت را مدیریت کن، سرنوشتت را بساز

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده آدام خو
برگردان حسام امامی

نام اصلی:

ناشر: نشر نسل نواندیش

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: روانشناسی

خلاصه:

آیا واقعا مایل هستید نتایجی استثنایی در زندگی‌تان به‌دست آورید؟ آیا آرزو دارید به رهبری کاریزماتیک، یک کارآفرین، دانشجویی درخشان یا فروشنده‌ای موفق تبدیل شوید؟ اگر به این سوالات جواب مثبت داده‌اید پس کتاب صوتی ذهنت را مدیریت کن، سرنوشتت را بساز! همان چیزی است که به آن نیاز دارید. آدام خو و استوارت تان در این اثر به شما آموزش می‌دهند چگونه کنترل زندگی را در دست گرفته و با یک نقشه‌ی راه شخصی به سمت موفقیت بشتابید!

بیشتر افراد زمان فکر کردن به رویاهایشان از این واقعیت غافل می‌مانند که در حال حاضر، تمام منابع ذهنی مورد نیازشان را در اختیار دارند. درواقع مسئله اصلی نه تهیه امکانات، بلکه استفاده بهینه از پتانسیل‌هاست. هر فرد معدنی غنی از استعدادهای منحصربه‌فرد است، مجموعه‌ای از توانایی‌ها که دراختیار آن‌ها قرار گرفته تا تحقق رویایی خاص را ممکن کند.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 13 ساعت و 16 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

سفر سیلکانویسنده: هدر موریسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ سیلکا که دختری شانزده ساله است به اردوگاه آشویتس-بیرکناو اعزام می‌شود و فرمانده‌ی اردوگاه مجذوب زیبایی او می‌گردد. این دختر نوجوان علی‌رغم میلش از زندانی‌های زن دیگر جدا می‌شود و به سرعت درمی‌یابد که قدرت، حتی اگر ناخواسته باشد می‌تواند بقای انسان را تضمین کند. جنگ جهانی دوم به پایان می‌رسد اما مشکلات سیلکا تمام نمی‌شود و ارتش شوروی او را به جرم همکاری با دشمن برای گذراندن محکومیتی پانزده‌ساله به اردوگاه کار اجباری در سیبری می‌فرستد. سیلکا هر روز با مرگ و زندگی در مبارزه است اما در همین ایام به وجود نیرویی در خود پی می‌برد که حتی تصورش را هم نمی‌کرد آن را داشته باشد. او در سخت‌ترین شرایط، با کمک پزشکی مهربان در بیمارستانِ اردوگاه، به پرستاری بیماران روی می‌آورد. سیلکا در این موقعیت جدید، دوستانی می‌یابد و متوجه می‌شود که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز قلبش می‌تواند برای عشق به دیگران بتپد. ”

اتللوی تابستانینویسنده: نسیبه فضل‌الهیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ می‌توان حدس زد که گرتا در لحظه اصابت شلیک گلوله در کجای سِن قرار داشته و فاصله‌اش با تفنگ اتللو یا آقای رازمیک هوانسیان چقدر بوده است. با توجه به همان زاویه? 65 درجه و فاصله? 50 سانتی‌متری میان اتللو و دزدمونا، قاتل و مقتول در فاصله? نسبتا نزدیکی از یکدیگر قرار گرفته بودند و حتی برای لحظاتی هم به یکدیگر خیره شده‌اند. به گفته? تماشاگران ردیف‌های آخر، لحظه‌ای که اتللو قصد داشته تا با شلیک گلوله‌ای به زندگی دزدمونا و بعداً خودش خاتمه بدهد چندین‌بار با انزجاری که چندان هم درماتیک نبوده سرش را تکان داده و با حالت انترسانی به تماشاگران سالن نگاه کرده و با صدای بلندی فریاد زده است: «وقتی از من می‌نویسید بگویید که سخت اما بد دوست می‌داشت.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools