دانه انار

کتاب صوتی

کتاب صوتی دانه  انار

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

" نمایشی ویژه شب یلدا "

نام اصلی: dane anaar

ناشر: نشر سپید ماه آوا

سال چاپ: 1396

شابک:

-

خلاصه:

افرا به هنگام دانه کردن انار برای شب یلدا آرزوی رسبدن به امیر را در سر دارد. مادرش می خواهد او را از خیالات درآورد ولی افرا دست بردار نیست و ...

بشنوید:

هنرمندان:
کارگردان رضا عمرانی

تاریخ تولید اثر: آبان ماه 96

مدت زمان اثر: 7 دقیقه

ویژه شب یلدا

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 1

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

M D

26 آبان 1397 ساعت 14:34

قصه اش را دوست نداشتم.
صدا و اجرا خوب بود.

تازه‌های ماه‌آوا

خدمتکارهانویسنده: کاترین استاکتRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ برابری، آزادی‌خواهی، عدالت و تغییر، کلمات بزرگ و تکان‌دهنده‌ای هستند که راحت به زبان می‌آیند اما عمل به آن‌ها و یا دست‌کم تلاش برای تحققشان بسیار دشوار است. به‌همین‌دلیل اگر تاریخ جهان را بخوانید و یا حتی به همین دنیایی که در آن زندگی می‌کنید نگاه کنید، جنبش‌های اجتماعی، ان‌جی‌اوها و گروه‌هایی را می‌بینید که همواره برای ایجاد تغییر و برقراری برابری تلاش کرده‌اند و تلاش می‌کنند. کاترین استاکت با قلم بی‌نظیر و جذاب خود شاهکاری را پدید آورده که خبر از بیداری اجتماعی برای ایجاد تغییر می‌دهد. او در کتاب صوتی خدمتکارها (The Help) داستانی را روایت می‌کند که حول محور سه شخصیت اصلی زن می‌چرخد و آن‌ها با هنرمندی جذابی در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. شخصیت‌های کتاب با این ویژگی‌ها تعریف می‌شوند: اسکیتر دختر سفیدپوست، اجتماعی و بسیار بلندپروازی است که رویاهای بزرگی را در سر می‌پروراند و به‌تازگی از کالج فارغ‌التحصیل شده است. او همواره به‌دنبال انجام کارهای بزرگی‌ست که از دید دیگران بیهوده به شمار می‌رود. خصوصاً اینکه اسکیتر یک دختر مجرد است و همین ویژگی کافیست تا دیگران او را بی‌شوهر و بازنده بنامند! ”

برگشتی در کار نیستنویسنده: اریک بردولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست داده‌اند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن می‌کند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشته‌اند با مرد غریبه نابینایی در خانه‌شان مواجه می‌شوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا می‌کند. به خصوص که غریبه شباهت‌هایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools