نگاهی اجمالی به کتاب“ ماه از پنجره دور می شد،
مثل قویی سفید،
بر آب های سیاه،
مسافر با ترس چمدانش را می بست،
می ترسید،
کسی بدرقه اش نکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ این داستانها که از زبان یک نوجوان آمریکایی روایت میشود درباره پدر اوست و مربوط به اوایل قرن بیستم که تازهبهدورانرسیدههایی از این قبیل در پی راههایی بودند تا با کلک و حقهبازی راه میانبری برای رسیدن به پول و پله پیدا کنند. ”