نگاهی اجمالی به کتاب“ چند لحظه چشمانتان را ببندید و زندگی رویاییتان را مجسم کنید. زندگیای را مجسم کنید که بهراستی آرزویش را دارید. آن را میبینید؟ آدمها را میبینید؟ صداها را میشنوید؟ آن را بهوضوح و روشنی احساس میکنید؟ اگر میتوانستیم رویاهایی را که در سر داریم به واقعیت تبدیل کنیم، زندگی باشکوه نمیشد؟ با این حال، در اغلب مواقع، پس از آن که رویایی را در سر میپرورانیم چشمانمان را باز میکنیم، سرمان را تکان میدهیم و به خودمان میگوییم: «حالا باید برگردم به واقعیت!» آن زندگی که برای ما رویاست، برای بعضیها واقعیت است! چرا؟ چون از ما بهترند؟ چون خونشان از ما رنگینتر است؟ چون از ما خوشاقبالترند؟ بدیهی است که اینطور نیست! پس چرا آنچه برای ما رویاست برای بعضی واقعی است؟ چون آنچه را برای تحقق رویایشان لازم بوده است، انجام دادهاند. آنها پایشان را از رویاپردازی محض فراتر نهاده و آن را خلق کردهاند! زندگیای را خلق کردهاند که میخواستند. برای تحقق زندگی دلخواهشان تلاش کردهاند. مسؤولیت سرنوشتشان را بر عهده گرفتهاند. حالا، نوبت شماست! ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب صوتی خاطرات خون آشام - جلد پنجم: شب هنگام نوشتهی ال. جی. اسمیت نخستین قسمت از سهگانهی هیجانانگیز بازگشت است که داستان آن در امتداد 4 قسمت قبلی مجموعهی خاطرات خونآشام روایت میشود. در این قسمت النا گیلبرت پس از مرگ به زندگی بازمیگردد. هنگامی که النا خود را فدا میکند تا دو برادر خونآشام را که هر دو دل در گرو او دارند نجات دهد، به سرنوشتی فراتر از مرگ سوق داده میشود. اما یک نیروی فراطبیعی قدرتمند، نیروی شگفتانگیز او را متوقف خواهد کرد.
النا حالا دیگر یک انسان معمولی نیست. او دارای قدرتهاییست که با بازگشت از مرگ به او اعطا شده است. قلب او با نیرویی بینظیر و منحصربهفرد میتپد و متوقف کردن آن از تپش، کار هر کسی نیست. استفن میخواهد راهی پیدا کند تا امنیت جانی النا حفظ شود و با یکدیگر زندگی مشترکی بسازند. با این حال میل سیریناپذیر دیمن برای به دست آوردن قدرت سبب میشود که تمایل داشته باشد، النا او را برای زندگی مشترک انتخاب کند. وقتی استفن طعمهی طمع خود میشود، دیمن از فرصت استفاده میکند تا النا را متقاعد کند که با او زندگی کند. اما داستان در ادامه وارد چالشهای بیشتری میشود... ”