نگاهی اجمالی به کتاب“ و چشمهایش کهربایی بود رمانی است که از دریچهای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» میپردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربهفردند.
تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییکهای کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکاندهنده را به تصویر میکشند و روایتگر ترسها، تشویشها، آرزوها و ناکامیهای آدمهای درون داستاناند... .
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
از همینجا پیداست و میبینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همانطور که توی هوا میچرخم زن هم میچرخد انگار و درخت هم وارونه میشود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که میزنم. درختِ وارونه ریشههایش توی هوا میماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من میخواهم از ریشهها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث میکند دیگر نمیچرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت میماند همانجا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمیگرداند و انعکاس رنگ مهرههام توی عسلی چشمهاش بیقرارم میکند... . ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ اثری که اکنون پیش روی شماست، پرفروشترین کتاب در تاریخ استرالیا به شمار میرود و بیش از 33 میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده است. هستهی مرکزی کتاب صوتی پرنده خارزار پیرامون اتفاقاتی شکل میگیرد که برای خانوادهی کلیری رقم میخورد. کتاب در هشتم دسامبر 1915 در نیوزیلند آغاز میشود؛ چهارمین سالگرد تولد مگی کلیری، تنها دختر پادریک و فیونا؛ کودکی زیبا با موهای مجعد قرمز مایل به طلایی. اما وقایع سلسلهوار و پیچیدهی رمان از زمانی شروع میشوند که پدی، پدر خانواده، از خواهر بزرگترش که در استرالیا زندگی میکند پیشنهاد کاریِ فوقالعادهای دریافت میکند و تصمیم میگیرد به همراه همسرش فیونا و هفت فرزندشان از نیوزیلند به استرالیا مهاجرت کند.
کتاب صوتی پرنده خارزار در سالهای 1915 تا 1969 روایت میشود و کالین مک کالو در آن به روایت وقایع سه نسل از خاندان کلیری میپردازد؛ قبیلهای رام نشدنی از دامداران که در سرزمینی زیبا روزگار میگذرانند، درحالیکه باید با تلخیها، ناملایمتیها و اسرار خانوادگیشان مبارزه کنند. اما این داستان بیش از هر شخصیت دیگر، دربارهی مگی و کشیش جنزدهای بهنام پدرْ رالف دو بریکاسارت است و وقایع آن پیرامون پیوند آتشین این دو قلب و دو روح رقم میخورند؛ رابطهای که در ادامه بهشیوهای خطرناک و ناسالم از مرزهای اخلاق فراتر میرود. ”