نگاهی اجمالی به کتاب“ اروین یالوم (Irvin D. Yalom) در طول چندین دهه فعالیت حرفهای خود در زمینهی روانکاوی، دربارهی روان و زندگی میلیونها نفر واکاوی و پژوهش کرده است. اما این بار و در کتاب صوتی چگونه پروانه شدم یالوم به زندگی خودش میپردازد. او در این کتاب خاطرات عمیق کودکی تا بزرگسالی خود را از دید یک روانکاو کارکشته حلاجی میکند و نتایج این بررسی را با ما به اشتراک میگذارد. در حقیقت او در این اثر میان خودش بهعنوانی فردی همچون بیشمار کسانی که در طول این سالها به او مراجعه کردهاند، و یالومِ روانکاو انفصال ایجاد کرده است تا بتواند بدون غرضورزی خاطرات و روانرنجوریهای زندگی خود را تجزیه و تحلیل کند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ''هنری عقربهی دقیقهشمار ساعت روی دیوار را تماشا کرد. در سراسر لندن، در سراسر دنیا، عقربهها دقیقاَ با سرعتی یکسان حرکت میکردند، بیاینکه هیچکدام از دیگری جلو بزنند...''
| ویلیام ترور را نه میتوان روانشناس خواند نه کارآگاه، اما میتوان گفت که خصلتهای هر دو را دارد. او در این رمان بستریشدن چهار زن را در بخش چهار اتاقهی «بیمارستان زنانهی لیدی اوگاستا هپتری» بهانه قرار میدهد تا در زندگیشان سرک بکشد و از بیمها و شکستها، رازها و کابوسهایشان بگوید. ترور عاشق شخصیتهایی است که جامعه به آنها پشت کرده، انها که نه به موفقیت دندانگیری دست یافتهاند نه دیگر جوانی و زیبایی برگ برندهشان است.
ترور در این رمان تصویری واضح و پر از جزئیات از زندگی در لندن دههی هفتاد میلادی ارائه میدهد. ”