استادی در عشق

کتاب صوتی

کتاب صوتی استادی در عشق

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر لیوسا

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: روانشناسی

خلاصه:

پیش از شنیدن نخستین جملات از کتاب صوتی استادی در عشق، لازم است یک حقیقت را بپذیرید: شما استاد هستید! هر چه که در اطراف خود می‌بینید، زندگی فعلی شما با همه‌ی کمبودها و کاستی‌هایش، همچنین اتفاقاتی که تاکنون در زندگی تجربه کرده‌اید، همگی هنر دست شماست. شما استاد و آفریننده‌ی خود و زندگی‌تان هستید. اینکه بدانیم هر یک از ما دارای نیروی آفرینش هستیم، دو نتیجه‌ی کلی دارد که یکی از آن‌ها خوشحالمان می‌کند اما آن یکی چندان خوشایند نیست. نتیجه‌ی منفی اینکه مسئول تمام اتفاقات زندگیِ خودتان هستید، پس دیگر جای شکوه و گلایه‌ای نمی‌ماند. پیامد مثبت هم اینکه، این نیروی آفرینندگی در تمام لحظات با شما خواهد بود و اگر بخواهید، می‌توانید آن را در جهت خلق شادی، آرامش و خوشبختی به کار ببرید. اما چگونه؟ دون میگوئل روئیز در کتاب صوتی استادی در عشق راه و چاه آن را به شما خواهد آموخت.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 4 ساعت و 58 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

عشق ورای ایماننویسنده: پائولو کوئیلوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب عشق ورای ایمان موعظه‌ای است از زبانِ هنری دراموند اسکاتلندی که جهان را از برای یافتن معنای زندگی درنوردید و طولی نکشید که به دل دانست پاسخ سوالش همین‌جا در گوشه‌ی قلبش نهفته است. او زندگی خود را وقف تدریس علوم طبیعی در گلاسکو کرد، اما همواره برای جمعیت‌های کوچک مشتاق از عشق و بزرگداشت این ودیعه‌ی تابان می‌گفت. ”

کلاغی که با خدا حرف زدنویسنده: کریستوفر فاسترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغه‌های برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصله‌ای دوردست می‌خواند. از دور صدای گرگ می‌آمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو می‌رفت، این بود که هنوز برای جوجه‌هایشان اسم انتخاب نکرده‌اند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلک‌های سام به آرامی بسته شدند و او کلاغ‌وار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجه‌ای که باعث افکار گوناگون، پیش‌بینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا می‌خواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools