نگاهی اجمالی به کتاب“ دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود سوّمین رمانی است که از رومن پوئرتولاس در ایران منتشر میشود. پوئرتولاس اینبار داستان مادری را شرح میدهد که برای رسیدن به دخترکش ناممکن را ممکن میکند. مادر که قول داده در روز مشخصی از فرانسه به سوی آفریقا و بیمارستانی پرواز کند که دخترک بیمارش در آن بستری است، ناگهان با مشکلی روبهرو میشود که هیچ چارهای برایش پیدا نمیکند. آتشفشانی قدیمی فوران کرده و دودهای ناشی از آن همه پروازهای فرودگاههای پاریس را لغو کرده است. استفاده از دیگر وسایل حمل و نقل نیز امکانپذیر نیست. مادر باید چه کند که سرِ وقت به دیدار دخترکش برسد و بدقول نشود؟ کاش میشد پرواز کند. فکر دیوانهواری است؟ برای دنیای پریوار و پُر قصه رومن پوئرتلاس اما اینگونه نیست! مادر با راهبی آشنا میشود که حرفهای عجیب و غریبی میزند و مدعی است کارهای ناممکنی میتواند انجام دهد. آیا او میتواند برای مسافر درمانده ما راهی بیابد؟
پوئرتولاس در این رمان که در وصف عشق مادرانه، قصه فداکاری همه مادران دنیا را به تصویر میکشد، مادرانی که حتی حاضرند از جان خود بگذرند تا آرزوهای کودکانشان را برآورده کنند. این رمان ادای دِینی است به مادرانی که خود و رؤیاهایشان را فراموش کردند تا لبخند بر لبهای کودکانشان بنشانند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ هر ساله در جهان حدود یک میلیون و دویست هزار انسان -یعنی در هر دقیقه بیش از دو نفر- به علت غرق شدن جان خود را از دست میدهند. این موارد شامل حوادث در حین شنا، فرو رفتن در آب، بلایایی مانند سیل و طغیان رودخانه ها، حوادث کشتی و خودکشی هستند. حداقل در برخی گروههای سنی از میان هر چهار نفری که غرق میشوند یک نفر میمیرد و به این ترتیب آمار افراد غرق شده به چهار میلیون و هشتصد هزار نفر میرسد. این افراد تحت مراقبت بخش اورژانس صدمات غیر مهلک ناشی از غرق شدگی قرار میگیرند. تحقیقات نشان میدهد که حدود یک نفر از پنج فردی که زنده میماند گزارش نزدیک شدن به مرگ را داده است که حالتی درونی از هشیاری است که به عنوان تجربه نزدیک به مرگ شناخته میشود. ”