نگاهی اجمالی به کتاب“ زندگیهای بسیاری دستخوش تغییراتی بزرگ شدهاند تا برای شما الهامبخش باشند. لوئیز ال هی در کتاب صوتی اعجاز زندگی به سراغ مردان و زنانی در سراسر جهان رفته است که در زندگی خود معجزه را بهچشم دیدهاند و آن را تجربه کردهاند. او روایتهای این افراد را از رویارویی با چیزی که جز معجزه نمیتوان نامی روی آن گذاشت، برای شما در این کتاب بازگو میکند تا به شما نشان بدهد که معجزه فقط برای کتابهای آسمانی و قصههای تخیلی نیست.
«تندرستی و عناوین مربوط به آن»، «زندگی روزانه» و «احساسات و رفتار» عناوین سه بخش کلی کتاب صوتی اعجاز زندگی هستند که هریک فصلهای مجزایی را در برمیگیرند. در هر فصل ماجراهایی واقعی و شگفتآور را که برای افراد معمولی اتفاق افتاده است، میشنویم و از خلال شنیدن این روایتهاست که رفتهرفته به قدرت معجزه در زندگی ایمان میآوریم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ و چشمهایش کهربایی بود رمانی است که از دریچهای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» میپردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربهفردند.
تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییکهای کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکاندهنده را به تصویر میکشند و روایتگر ترسها، تشویشها، آرزوها و ناکامیهای آدمهای درون داستاناند... .
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
از همینجا پیداست و میبینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همانطور که توی هوا میچرخم زن هم میچرخد انگار و درخت هم وارونه میشود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که میزنم. درختِ وارونه ریشههایش توی هوا میماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من میخواهم از ریشهها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث میکند دیگر نمیچرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت میماند همانجا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمیگرداند و انعکاس رنگ مهرههام توی عسلی چشمهاش بیقرارم میکند... . ”