ماورای فکر

کتاب صوتی

کتاب صوتی ماورای فکر

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

آنچه در افکار ما می‌گذرد

نام اصلی: Mavaray Fekr

ناشر: کتابراه

سال چاپ: ۱۳۹۷

شابک:

978-622-7064-28-5

خلاصه:

تا به حال از دید بیننده کل، یعنی از بیرون به خودتان نگاه کرده‌اید؟
ما کجا هستیم؟
از کجا آمده‌ایم؟
باید چکار کنیم؟
و به کجا باید برویم؟ ...

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس آرش رستمی
انتخاب موسیقی رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: آذر ماه 97

مدت زمان اثر: 48 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

فیلنویسنده: ریموند کارورRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ راوی داستان مردی‌است که بیش از پیش در منگنه زندگی روزمره خود را مستاصل می‌بیند. او کار می کند تا برای همسر سابقش، دخترش، برادرش و مادر پیرش که در استرالیا زندگی می‌کند پول بفرستد و همینطور اقساط ماهانه خودش را پرداخت کند. در حالی که مامن و پناهی برای رفع خستگی و دلتنگی های خودش نمی‌یابد. ”

معمای کارائیبنویسنده: آگاتا کریستیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی با نام مستعار مری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز می‌نوشت. اما شهرت اصلی اش به خاطر 66 رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریسیتی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کاراگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند. نه تنها لقب ملکه جنایت را برای او به ارمغان آوردند بلکه او را به عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند. - بخشی از کتاب: سرگرد مکث کرد و سپس عکس کوچکی را از لابلای محتویات کیفش بیرون کشید. به دقت به آن نگریست و گفت:«میل دارید عکس یک قاتل را ببینید؟» سرگرد داشت عکس را به دست خانم مارپل می‌داد که یکباره حرکت دستش متوقف شد. انگار خشکش زده بود. بیش از پیش به قورباغه‌ای چاق و چله شباهت پیدا کرده بود. به ظاهر سرگرد پال گریو از بالای شانه راست خانم مارپل شیئی یا شخصی را دیده و ماتش برده بود؛ دقیقا به همان جهتی نگاه می‌کرد که صدای نزدیک شدن قدم‌ها از آن سو به گوش می‌رسید. «این غیرممکن است. منظورم...» سرگرد با عجله همه چیز را در کیفش چپاند و آن را در جیبش گذاشت. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools