نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان واقعی، پرهیجان و جذابِ فرار راوی داستان(دختری جوان) به همراه خانواده اش از کشور کره شمالی. کشوری که مردمانش در بی خبری محض نسبت به تمام جهان به سر می برند و در فقر گرسنگی همچون زندانیان روزگار می گذرانند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ زن با لحن محزونی گفت: «عجیب است، نه؟ دور و بر ما همه چیز دارد میرود روی هوا، ولی هنوز بعضیها نگران یک قفل شکستهاند، بعضیها هم اینقدر وظیفهشناساند که میآیند برای تعمیر… ولی شاید درستش همین باشد، همین سر و کله زدن با خردهریزها، همین وظیفهشناسی و درستکاری که ما داریم، حالا که دنیا دارد سر و تهش هم میآید، عقلمان را سر جایش نگه داشته.» ”