نگاهی اجمالی به کتاب“ آیا تابهحال برایتان پیش آمده است که بهشکل مکرر وسایلی مانند کلید یا کارت بانکیتان را در خانه جا بگذارید؟ آیا مدام از این شاخه به آن شاخه میپرید؟ آیا تمرکز روی یک مسئله، مثلاً مطالعهی یک کتاب یا گوش دادن به حرفهای کسی که مقابلتان نشسته است برایتان جزو دشوارترین کارهای دنیاست؟ آیا اطرافیانتان از اشتباهات سهلانگارانه و تکرارشوندهی شما به ستوه آمدهاند؟ آیا کوچکترین سروصدایی حواس شما را از کاری که مشغول آن هستید پرت میکند؟
اگر چنین است، احتمالاً شما دچار مشکل عدم تمرکز هستید. مسئلهای که تیبو موریس در کتاب تمرکز قدرتمند بهطور مفصل به آن میپردازد. اما جای هیچ نگرانی وجود ندارد. این عارضه پدیدهای بسیار رایج است که برای اغلب افراد بهطور موقت و دورهای اتفاق میافتد. خستگی مفرط، شلوغی و آشفتگی اوضاع ذهنی و حتی پایین و بالا شدن برخی از هورمونها در بدن از جمله مهمترین عواملی هستند که میتوانند تمرکز فرد را مختل کنند. در بعضی موارد حاد، این پدیده ممکن است بهحدی پیشرفت کند که به یک اختلال تبدیل شود؛ اختلالی که تنها با کمک گرفتن از رواندرمانگر میتوان آن را درمان کرد. اما برای بیشتر افراد این پدیده بدون نیاز به مراجعه به متخصص هم قابل پیشگیری است. در بسیاری از موارد میتوان ریشه و منشأ عدم تمرکز را حدس زد. برای مثال، اگر در طول شب خواب ناکافی یا بیکیفیتی داشته باشید، یا در محل کارتان سروصدای نامتعارفی باشد، ممکن است تمرکز شما حین انجام دادن کارتان به هم بریزد. همچنین، برخی از تغییرات هورمونی و یا مصرف بعضی از داروها نیز میتوانند جزو منشأهای فیزیکی این عارضه باشند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب سین مثل سودابه نوشته کاوه میرعباسی یکی از رمانهای جذاب معاصر است. این کتاب روایتی جذاب است. کتاب سین مثل سودابه یک رمان پلیسی – کارآگاهی است که خواننده را با داستان جذاب خود همراه میکند.
در عینحال این کتاب نوعی بازخوانی مدرن شاهنامه است داستانی پلیسی و عاشقانه. کارآگاه فردوس قاسمی با رستم سیستانی یا همان رستم نکره آشنا میشود. رستم از او میخواهد تا عشق پانزده سالهاش «سین» را پیدا کند. سین کیست و کجاست؟ معمای کارآگاه شروع میشود و داستان شکل میگیرد. در این جست وجوی دویست و هفتاد صفحهای فردوس قاسمی هویت سین را کشف میکند. سین یعنی سودابه زن اغواگر و جذابی است که رستم و افراسیاب و کاووس را به عشق خود گرفتار کرده است و خود به عشق سیاوش گرفتار شده است.اما سودابه این اثر متفاوت است.
بخشی از کتاب سین مثل سودابه
دختری جوان با موهای بلند و مشکی، چشمان درشت سیاه مثل دو تکه زغال، نگاهی افسونکار، فریبنده، سکرآور، اغواگر، مغرور، مرموز، نامهربان، بیگانه با همدلی، لبهای برجسته و مرطوب، نویدبخش بوسههای مهلک، بینی باریک و کمی عقابی که زیباییاش را وحشی جلوه میدهد و جوانهای خیلی قدیم را یاد جینالولوبریجیدا میاندازد، موقعیکه هنوز دماغش را عمل نکرده بود، اندامی ظریف و کشیده و شکننده... ”