یادداشت‌های کتابفروش

کتاب صوتی

کتاب صوتی یادداشت‌های کتابفروش

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده جلال برجس

نام اصلی:

ناشر: نشر ثالث

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: رمان

خلاصه:

زبان جلال برجس در این اثر تمام و کمال شاعرانه است. او چه از خیالات عاشقانه‌ی مردی تنها درباره‌ی زن ایده‌آلش سخن بگوید و چه از فساد اداری مملکت، کلمات را چنان موزون به کار می‌گیرد که گویی در حال شنیدن افسانه‌های هزارویک شب هستید. ابراهیم البته شخصیتی مدرن است که به‌خوبی از شیوه‌های کار با اینترنت - مخصوصا در شکل‌های پیشرفته‌تر یعنی هک سایت‌ها- آگاهی دارد، اما برای آنچه در ذهن او می‌گذرد نمی‌توان تاریخی تعیین کرد. ادراکات غریب ابراهیم بدون شک ماهیت اسکیزوفرنی دارد و همین ویژگی برگ برنده‌ی رمان است زیرا این بیماری روانی حاد علاوه بر وراثت، ریشه‌هایی اجتماعی-اقتصادی نیز دارد.

بشنوید:

هنرمندان:
گوینده متین بختی

مدت زمان اثر: 13 ساعت و 3 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی بخش D بخش D

فریدا مک فادن

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند دجله به حال تو ناله کند

امیلی ین ملفتو

کتاب صوتی تدفین مادربزرگ تدفین مادربزرگ

گابریل گارسیا مارکز

کتاب صوتی گرگ بیابان گرگ بیابان

هرمان هسه

کتاب صوتی دزیره دزیره

آن ماری سلینکو

کتاب صوتی دختری از پرو دختری از پرو

ماریو بارگاس یوسا

تازه‌های ماه‌آوا

شاد ماندن در روزگاران سختنویسنده: اندرو متیوسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب شاد ماندن در روزگاران سخت اثر اندرو متیوس، درباره‌ی بازگشت به زندگی از قعر شکست‌ها و ناکامی‌ها، آشنایی با تفکر انسان‌های خوشبخت و گام برداشتن در مسیر خوشبختی است. شاد ماندن در روزگاران سخت، نقشه راه خوشبختی شماست. کتاب شاد ماندن در روزگاران سخت به شما می‌آموزد که چگونه علیرغم همه مشکلات، احساس خوشبختی کنید و چگونه خود را در هر شرایطی دوست بدارید. اندرو متیوس در این کتاب داستان زندگی انسان‌هایی را بیان می‌کند که با بیماری و اعتیاد و سرنوشت جنگیده‌اند اما هرگز تسلیم نشده‌اند. ”

برگشتی در کار نیستنویسنده: اریک بردولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست داده‌اند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن می‌کند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشته‌اند با مرد غریبه نابینایی در خانه‌شان مواجه می‌شوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا می‌کند. به خصوص که غریبه شباهت‌هایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools