برف‌های کیلیمانجارو

کتاب صوتی

کتاب صوتی برف‌های کیلیمانجارو

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

روایتی عجیب از نبرد انسان و طبیعت

نام اصلی: The Snows of Kilimanjaro

ناشر: نشر چشمه

سال چاپ: ۱۳۸۰

شابک:

978-622-99445-6-1

خلاصه:

همینگوی در داستان برف‌های کیلیمانجارو درد و رنج مردی زخمی به نام هری را که پایش قانقاریا گرفته شرح داده‌است. او در این داستان دردهای مادی و معنوی هری را به تصویر کشیده و خاطرات گذشته‌اش را در لحظه‌های رهایی از درد بیان کرده‌است. این داستان تلفیقی از دردمندی آدمی و بی رحمی طبیعت است.

بشنوید:

هنرمندان:
انتخاب موسیقی سروش اعتصامی
تهیه کننده راضیه هاشمی
صدابرداری و میکس آرش رستمی

تاریخ تولید اثر: اردیبهشت ماه 96

مدت زمان اثر: 1 ساعت و 12 دقیقه

در اصل داستان نه نمایش.اما آنچه می‌شنوید تجربه‌ای است تازه برای اجرای نمایشی بخش‌هایی از داستان که شخصیت‌های اصلی - مرد و زن - گفتگو می‌کنند.همینطور استفاده از افکت برای فضاسازی در همان لحظه.

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی شیر سیاه شیر سیاه

الیف شافاک

کتاب صوتی برای فرداها متشکرم برای فرداها متشکرم

والری تریرولیر

کتاب صوتی آدم کجا بودی؟ آدم کجا بودی؟

هاینریش بل

کتاب صوتی راز بین دو نفر راز بین دو نفر

کارن ام.مک‌منس

تازه‌های ماه‌آوا

حماسه ویچر- جلد اول آخرین آرزونویسنده: آنجی سپکوفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ گرالت، ویچر اهل ریویا، جنگجویی است که خود سپکوفسکی او را مانند تیر از کمان رهاشده صاف و ساده می‌داند؛ اما دنیا و سرنوشتی که گرالت را احاطه کرده چنان پیچیده است که سادگی او به طرز دیوانه‌واری عمیق و بامعنی جلوه می‌کند. شاید نگاه اول فقط با یک هیولاکش حرفه‌‎ای که برای پول کار می‌کند روبه‌رو باشیم؛ اما گرالت معمولاً با انسان‌هایی سروکار دارد که هر هیولایی را شرمنده می‌کنند و این انسان‌ها هستند که مجبورش می کنند… بخشی از کتاب: او لحظه‌‌ای جلوی مسافرخانه‌‌ی ناراکورت پیر ایستاد، به صداها گوش فرا داد. طبق معمول، در این ساعت، مسافرخانه شلوغ بود. مرد غریبه داخل نشد. اسبش را به پایین خیابان هدایت کرد، به سمت مسافرخانه‌‌ی کوچک‌تری به ‌نام روباه. این مهمانسرا محبوبیت خاصی نداشت و تقریباً خلوت بود. صاحب مسافرخانه سرش را از پشت بشکه‌‌ای خیارشور بیرون آورد و غریبه را برانداز کرد. تازه‌‌وارد که هنوز کت بر تنش بود، ساکت و بی‌‌حرکت جلوی پیشخوان ایستاده بود. - چی بیارم؟ غریبه گفت: «آبجو.» صدایش خوشایند نبود. مسافرخانه‌‌‌‌‌‌دار دستش را با پیش‌‌بند پارچه‌‌ای پاک کرد و یک لیوان سفالی برایش آورد. غریبه سن زیادی نداشت؛ اما موهایش تقریباً سفید بود. زیر کتش یک جلیقه‌‌ی کهنه‌‌ی چرمی پوشیده بود که با بند روی گردن و شانه‌‌هایش بسته شده بود. وقتی کتش را درآورد افراد دوروبرش متوجه شدند شمشیری حمل می‌‌کند که البته به‌خودی‌خود موضوع غیرطبیعی‌‌ای نبود، تقریباً هر مردی در ویزیم یک سلاح همراه خود داشت؛ اما هیچ‌کس شمشیرش را مثل یک کمان یا تیردان به پشتش نمی‌‌بست. غریبه کنار مشتری‌‌های دیگر که پشت یک میز بودند ننشست. همان‌‌جا جلوی پیشخوان ایستاده بود و به مسافرخانه‌‌دار خیره شده بود. هرازگاهی محتویات لیوانش را مَزه‌‌مَزه می‌‌کرد. - برای شب یه اتاق می‌‌خوام. مسافرخانه‌‌دار با غرولند گفت: «جا نداریم.» به چکمه‌‌های غریبه نگاه کرد که خاکی و کثیف بودند. «ناراکورت پیر رو امتحان کن.» - ترجیح می‌‌دم همین‌‌جا بمونم. «گفتم که جا نداریم.» مسافرخانه‌‌دار بالاخره لهجه‌‌ی غریبه را تشخیص داد، اهل ریویا بود. «پولش رو می‌‌دم.» تازه‌‌وارد آهسته صحبت می‌‌کرد، انگار که خودش هم مطمئن نبود و بعد اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاد. مرد آبله‌‌روی دیلاقی _ که از لحظه‌‌ی ورود تازه‌‌وارد چشم‌‌ از او برنداشته بود _ بلند شد و سمت پیشخوان آمد. دو رفیقش نیز همراه با او بلند شدند، بافاصله‌ی دو قدمی پشت سرش ایستادند. مرد آبله‌‌رو درست کنار تازه‌‌وارد ایستاد و با خشونت گفت: «به تو اتاق نمی‌‌دیم، ولگرد ریویایی. در ویزیم به کسایی مثل تو احتیاجی نیست. این شهر آبرو داره!» غریبه، لیوان در دست قدمی به عقب رفت. نگاهی به مسافرخانه‌‌دار انداخت؛ اما او رویش را برگرداند. حتی به ذهن مسافرخانه‌‌دار نرسید که از مرد ریویایی دفاع کند. به‌هرحال، چه کسی از ریویایی‌‌ها خوشش می‌آمد؟ ”

نیروی اعتماد به نفسنویسنده: برایان تریسیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ برایان تریسی در مقدمه‌ی این کتاب گفته است که طی بیست و پنج سال، زندگی مردان و زنان زیادی را بررسی‌ کرده است و همیشه خصوصیات و صفات مشترک آن‌ها را جست‌وجو کرده است، خصوصیاتی که باعث شده این افراد به موقعیت‌هایی بالاتر از میانگین افراد جامعه برسند. او می‌گوید که مسیر این جست‌وجو، هزاران کتاب، مقاله و مطالب تحقیقاتی در مورد موفقیت خوانده است و در نهایت به این نتیجه رسیده که صفت بنیادین برای موفقیت و کامیابی در تمام مراحل زندگی، اصل اعتمادبه‌نفس است. این کتاب در واقع یک «ماراتن ذهنی» است که نیاز به تمرین زیادی دارد. هرقدر بیشتر در این راه پافشاری و تلاش کنید، به نتایج بهتر و بزرگ‌تری می‌رسید. اگر اصول کاربردی و ثابت‌شده‌ای که از زندگی مردان و زنان بزرگ و موفق الگوبرداری شده‌اند را دنبال کنید، می‌توانید به نیروی اعتماد به نفس برای هر چیزی که از ته دل می‌خواهید تلاش کنید و به آن برسید. در این کتاب یاد می‌گیرید که چطور اطمینان، شهامت، و عزم راسخ را در تمام عرصه‌های زندگی خود رشد و گسترش دهید. شما چگومگی مواجهه با بزرگ‌ترین چالش‌ها و فرصت‌های زندگی خود را، بدون ترس و در کمال اطمینان از توانایی‌های خود برای تحقق آن چه در ذهن دارید، خواهید آموخت. باید بدانید که شما به کمک استعدادها و درون‌داشت‌های طبیعی خود، توانایی‌هایی بالقوه و شگفت انگیزی برای پیشرفت، موفقیت و کامیابی دارید. قدرت این نیروهای درونی آن قدر زیاد است که برای صد بار زندگی کافی خواهد بود. پس باید این قدرت‌ها را درک کنید و آن‌ها را به مرحله‌ی عمل برسانید. تنها چیزی که در این بین ممکن است میان شما و داشتن یک زندگی فوق‌العاده و دست‌یافتنی قرار گرفته باشد، ترس‌های شماست. این ترس‌ها، هر شکلی که داشته باشد، تا پایان این کتاب، برای همیشه از ذهن و وجودتان رفته است. هر زن یا مردی که در زندگی شخصی، اجتماعی و حرفه‌ای خود به جایگاهی برتر رسیده، همیشه نسبت به افراد عادی، با سایر شرایط یکسان، اعتماد به نفس بیشتری داشته است. وقتی شخصیت خود را به درستی پرورش می‌دهید و به این خود باوری می‌رسید که می‌توانید از پسِ انجام هر کاری برآیید، آینده‌ی شما هیچ حد و مرزی نخواهد داشت. واقعیت این است که اگر بتوانید اعتماد به نفس راسخ و خدشه‌ناپذیر را در وجود خود ایجاد کنید و پرورش دهید، جهان‌تان کاملا زیر و رو می‌شود. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools