نگاهی اجمالی به کتاب“ فیثاغوروویچ مالکی میان مایه است که روزی به ضیافت ناهار ژنرال سواره نظام دعوت میشود.در طول مهمانی که تا انتهای شب میانجامد ، ژنرال از اسب ابلقی برای حاضران حرف میزند که بی همتاست و جزو دارایی خاص او محسوب میشود.فیثاغوروویچ تحت تاثیر مستی و جوی که بوجود آمده از دهانش میپرد که صاحب کالسکهای است عجیب و منحصر بفرد.توجه حاضران به گفته هایش جلب میشود و او همگی را برای ناهار فردا به خانه اش دعوت میکند.فردا ظهر در حالی که فیثاغوررویچ در خواب است و سرخوشی شب پیش نیز از سرش پریده با این خبر همسرش از خواب بیدار میشود که گروهی سواره به سوی خانه شان میآیند.گوگول در این داستان نیز، هم چون دیگر آثارش، با بیانی شوخ و طنزی گزنده آینه ای در برابرمان می گیرد و ما را با عادات مضحک مان روبرو میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ دکتر شوارتز در این کتاب مراحلی را که باید برای نیل به قابلیت های فکر بزرگ پیموده شود ترسیم کرده است. او در این کتاب می آموزد که چگونه با تمرکز بر روی مسائل عمده از قید نکات جزیی و دست وپاگیر رهایی یابید. او ثابت می کند که نوع خاصی از تفکر در حکم برگ برنده ای است که در اختیار شما قرار می دهد.
او با عرضه ی یک برنامه ی پیشرفت سی روزه شما را هدایت می کند که بتوانید پیشرفت خود را به سوی اهداف مورد نظرتان ارزیابی کنید. و به شما می آموزد که چگونه با یک برنامه ی سرمایه گذاری درازمدت روی خودتان وضع مادی خود را برای آینده مستحکم و مطمئن سازید.
روش هایی که در این کتاب عرضه شده است به منظور عمل کردن است نه مطالعه صرف.
این روش ها و تکنیک ها به قدری تازه و بدیع است که نویسنده ناگزیر دست به ابداع اصطلاحات جدیدی زده است. ”