نسرین رضائی

از این هنرمند بشنوید:
گوینده:
  • کتاب صوتی - ریش‌آبی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - آلبرت اینشتین و بقیه مزاحم های باهوش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خطاهای دیگران را ببخشیم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - وسوسه‌های کمال‌گرایی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راز و رمز آماده‌سازی ذهنی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - این کتاب شما را موفق می‌کند - ماه آوا
  • کتاب صوتی - آغازی دوباره - ماه آوا
  • کتاب صوتی - غلبه بر شیطان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - این کتاب شما را آرام می کند - ماه آوا
  • کتاب صوتی - این کتاب شما را می‌خواباند - ماه آوا
  • کتاب صوتی - اتللوی تابستانی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - سطح زندگی ات را بالا ببر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بذرت را کجا می‌کاری - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مهندسی زبان بدن - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ذهن فضول - ماه آوا
  • کتاب صوتی - نیم کیلو باش ولی انسان باش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - عادت‌های کله خری - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ماهی قرمز بزرگ - ماه آوا
  • کتاب صوتی - افسون انرژی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - چگونه جوجه تیغی را در آغوش بگیریم - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

در خلوت خوابنویسنده: فتانه حاج سیدجوادیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مجموعه داستان کوتاه «در خلوت خواب» نوشته ی «فتانه حاج سیدجوادی» است. این مجموعه هشت داستان را با عنوان های «رنگ تعلق»، «شیشه»، «در خلوت خواب»، «لالا»، «سمفونی حماقت»، «خرگوش»، «پوچ»، و «عرض زندگی» دربرمی گیرد. در بخشی از داستان «شیشه» می خوانیم: «من آدمی هستم که همیشه دیر رسیده ام. هنوز هم دیر می رسم. در این دیر رسیدن ها هرگز خود مقصر نبوده ام بلکه مانند برگی که روی آب افتاده باشد، در طی مسیر، مرتب و ناخواسته به این شاخ و آن خس و خاشاک گیر کرده ام و دیر رسیده ام. من دیر رسیدم و در نتیجه با وجود آن که در شرق، سرزمینی که در آن قدم نوزاد پسر همیشه مبارک است متولد شده بودم، مرا نمی خواستند. زیرا من آخرین فرزند یک خانواده ی پراولاد بودم و ناخواسته متولد شده بودم. پدر و مادرم با داشتن داماد و عروس از تولد من که ناگهان چون مهمان ناخوانده ای از راه رسیده بودم، مکدر بودند. من از این جهت با پسرعمویم تفاوت بسیار داشتم. او نخستین و تنها پسر خانواده ی خود بود که با نذر و نیاز فراوان و ناز و ادای بسیار متولد شده بود.» ”

نگاهی اجمالی به کتاب

“ بسیار پیش آمده که آدم‌های خوب دور و برمان را در حال انجام کارهای بد ببینیم! کارمند محترمی که سال‌ها یک مسیر مستقیم را از خانه به محل کار می‌رفته و بعد در آخرین سال کاری او را به جرم اختلاس می‌گیرند. خانم خوبی که ده سال با همسرش زندگی کرده و مادری مهربان برای سه فرزندش بوده و در اوایل میانسالی خبر خیانتش را می‌شنوید. چرا در حالی که بسیار فرشته‌وار زندگی می‌کنیم بخش‌هایی در وجودمان هست که شبیه به دیو ما را به قهقهرا می‌برد و در یک لحظه تمام آنچه روزها برای ساختنش تلاش کرده‌ایم‌ با یک فریاد بر سر معشوقه‌مان، با تن دادن به یک وسوسه زیر سوال می‌برد و ما در لحظه‌ای بخشی از وجود خود یا اطرافیانمان را می‌بینیم که هرگز خیال وجود داشتنش را هم نداشته‌ایم؟ دبی فورد معتقد است که باید درک کنیم که انسان جمع اضداد، مجموع خوب یا بد، روشنایی و ظلمت، ضعف و قدرت، استعداد و حماقت است و تمامی آدم‌ها بالقوه تمام صفات و خوب و بدی که می‌توانید تصور کنید در خود دارند؛ روندی رو به رشد در شخص آغاز خواهد شد. هر صفتی که در دیگران می‌بینید از قتل و تجاوز گرفته تا وقف شدن برای یک خیریه در ما وجود دارد. وضعیت آدمی در هر لحظه در یکی از این دو قطب است. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools