نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب همسر پنهانی نوشتهی گیل پل، یکی از پرفروشترین کتابهای USA Today در سال 2017 است. همسر پنهانی داستانی سرشار از عشق، فقدان و تلاش برای رسیدن به معشوق را بیان میکند که ماجرایی لذتبخش و فراموش نشدنی را برای خواننده به ارمغان میآورد.
کتاب همسر پنهانی (The Secret Wife) داستانی از دو زمان متفاوت را روایت کرده و به هم پیوند میزند که یکی از سال 1914 و در دورانی آغاز میشود که روسیه تزاری در کشمکش جنگ و آشوب و درآستان? سقوط قرار دارد و در این گیر و دار «تاتیانا»، دوشس بزرگ رومانوف، دلباختهی افسر سواره نظام میشود. و از سوی دیگر ماجرایی را در سال 2016 نقل میکند که «کیتی فیشر» بعد از پی بردن به خیانت همسرش به کلبهای که از پدر جدش به او به ارث رسیده پناه میبرد تا افکارش را مرتب و آرام کند، اما به طور اتفاقی گردنآویزی را مییابد که او را به سوی رمزگشایی از رازی فراموش شده و خانوادگی هدایت مینماید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب همسر دوست داشتنی من از پرفروشترینهای نیویورکتایمز و یواسای تودی بوده و نامزد جایزه ادگار بهعنوان بهترین رمان اول را با خود یدک میکشد. - پشت جلد کتاب همسر دوست داشتنی من: داستان عاشقانه ما بسیار ساده بهنظر میرسد. من با زنی بینظیر ملاقات کردم. ما عاشق شدیم و ازدواج کردیم. بچهدار شدیم و به حومه شهر نقل مکان کردیم. شیرینترین رؤیاها و تاریکترین رازهایمان را باهم در میان گذاشتیم. و سپس… از هم خسته شدیم. ما مثل همه زوجهای معمولی دیگر هستیم. همسایه شما، والدینِ دوست فرزندتان و آشناهایی که دوست دارید آنها را به شام دعوت کنید. همه ما رازهایی داریم که باعث بقای ازدواجمان میشود. تنها تفاوت ما این است که رازمان با قتلی همراه است… - قسمتی از متن کتاب: او به این طرف و آنطرف میرود، کیفش را در یک سمت میاندازد و کفشهایش را هم در سمت دیگری از پا درمیآورد. دو لیوان پر از شراب را میبینم و او به سمت اتاقش راهنماییام میکند. بعد برمیگردد تا نگاهم کند و لبخند میزند. با گذشت زمان پترا به نظرم جذابتر می شود، حتی موهای ساده و صافش به نظرم درخشنده میآیند و برق میزنند. بله بهخاطر اثر نوشیدنی الکلیست که اینطور به نظر میرسد اما بهخاطر خوشحالی پترا هم هست که چنین حسی دارم. حس میکنم مدت هاست آنقدر خوشحال نبوده و نمیدانم به چه دلیل. همین که پترا جذاب است برایم کافیست. به سمتم میآید، بدنش گرم است، نفسش در شراب غوطهور میشود. لیوان شراب را از من میگیرد و روی میز کنار تخت میگذارد. تا وقتیکه در تاریکی هستیم و تنها نور صفحه موبایلم اتاق را روشن نگه داشته، نوشیدنم را ادامه میدهم. برای هم مرتب حرفهایمان را تایپ میکنیم، از حرفهایمان خندهمان میگیرد و میخواهیم بیشتر باهم آشنا شویم. ”