نگاهی اجمالی به کتاب“ کلیر ماچت اصلاً انتظار نداشت اولین شب تعطیلاتش را روی برگ درخت و گلولای وسط جنگل بخوابد. قرار بود بعد از یک دوره فشار کاری و خستگی روزانه سروکله زدن با بچهها کمی استراحت کنند و خوش بگذرانند. شاید هم این سفر فرصتی برای بهبود زندگی مشترکش باشد که مدتی است از دست رفته. یک هفته پیادهروی در دل طبیعت با حمام آب داغ بههمراه دو زوج دیگر از دوستانش، چیزی شبیه بهشت بود. اما ماشین وَن کلیر در جادهای متروکه خراب شد. تلفنها آنتن نداشت. این گروه سفری چارهای نداشتند جز اینکه مسیر باقیمانده تا هتل را پیاده بروند. اما آنطور که فکر میکردند کار راحتی نبود. چند ساعت بعد ناامید در دل جنگل گم شدند. هرچه بیشتر در اعماق جنگل راه رفتند اعضای گروه را یکی پس از دیگری از دست دادند. آیا یک حیوان وحشی آنها را شکار میکند؟ آیا کسی میان آنها قاتل است؟ با گذشت زمان، کمکم همهچیز روشن میشود. تنها یکی از زوجها زنده به خانه برمیگردد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ در میان نویسندگان معاصر رمانهای پلیسی، جایگاه دشیل همت بسیار رفیع است. چند سال پیش وقتی انجمن جنایینویسان آمریکا صد کتاب جنایی برتر قرن را انتخاب میکرد، در ردیف ده کتاب نخست، نام دو کتاب از همت قرار گرفت که نشان از برجستگی او در مقام جنایی نویس است.
او که در ایران بیشتر به خاطر اثر درخشان شاهین مالت شهرت دارد، در آثار خود مانند اسلاف توانمندش آگاتاکریستی و سرآرتور کانن دویل، چنان روی جزییات دقیق میشود که خط داستانی او را باید به دقت تعقیب کرد تا از داستان جا نماند. ”