نگاهی اجمالی به کتاب“ این کتاب شما را موفق میکند، به همین سادگی! یک راهنمای کوچک صد صفحهای که با خواندن آن میتوانید به هر چیزی که در زندگی میخواهید، برسید. این کتاب پس از تحقیقات و مطالعات عمیق و گستردهی «جو اسمار» نوشته شده است. رواندرمانگرها و مشاوران زیادی هم در نوشتن آن به نویسنده کمک کردهاند. پس به این تیم حرفهای و متخصص اعتماد کنید تا در زندگی شخصی، عاطفی و شغلی، به فردی موفق تبدیل شوید.
این کتاب پر است از نکات کوچک و بزرگی که برای موفق شدن در زندگی باید آنها را بدانید. ابزارها و راهکارهای این کتاب ساده و کاربردی هستند. خیلی زود یاد میگیرید که چطور سیاستمدارتر باشید و خوب و درست مذاکره کنید. هنر انتقاد کردن و انتقاد شنیدن را هم میآموزید. یاد میگیرید که چطور سروقت کارها را انجام دهید، از دیگران تقاضای کمک کنید، و انگیزه دهید و انگیزه بگیرید. حتی دربارهی شبکهسازی، زبان بدن و فریب نخوردن هم چیزهای زیادی یاد میگیرید.
خواندن این کتاب به شما کمک میکند که از تغییر نترسید و به آدمی ریسکپذیر و جسور تبدیل شوید، البته ریسکهایی منطقی و معقول. پس از خواندن این کتاب و اجرای راهکارهای آن میبینید که چقدر پویاتر شدهاید، سراغ تجربههای جدید میروید و دیگر از اشتباه کردن نمیترسید. تمام این مهارتها میتواند زندگی شخصی و حرفهایتان را متحول کند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب «سیلمارلیون» نوشته جی.آر.آر. تالکین،جان رونالد روئل تالکین، (1973-14892) نویسنده و زبانشناس بریتانیایی است. از مشهورترین آثار او میتوان به «ارباب حلقهها» و «هابیت» اشاره کرد. کتاب سیلمارلیون، مجموعهای از نوشتههای تالکین است که داستانهای قبل از ارباب حلقهها و دوران دو درخت را توضیح میدهد. در بخشی از این کتاب میخوانیم: «آنک ارو، آن یکتا که در آردا او را ایلوواتار مینامند؛ و او نخست آینور را آفرید، قُدسیان را، که ثمره اندیشهاش بودند، و با او بودند پیش از آنکه چیزهای دیگر در وجود آید. و او با آنان سخن گفت، نغمههای آهنگ را بر ایشان خواندن گرفت؛ و آینور در برابر وی خواندند، و او شاد بود. امّا زمانی دراز هر یک به تنهایی میخواندند، یا فقط تنی چند با هم، و باقی به آهنگ گوش میسپردند؛ چرا که هر یک تنها آن بخش از اندیشه ایلوواتار را درمییافتند که خود نشأت گرفته از آن بودند، و با فهم برادران خویش میبالیدند، امّا به آهستگی. باری همچنان که به هم گوش میسپردند به تفاهمی ژرفتر رسیدند، و همصدایی و همسازیشان فزون گشت. و چنین واقع شد که ایلوواتار جمله آینور را به نزد خویش فرا خواند و نغمهای شگرف به ایشان باز نمود، و از چیزهایی بزرگتر و شگفتتر از آنچه تا بهاکنون آشکار گردانیده بود، پرده برگرفت؛ و شکوه آغاز و جلال انجامش آینور را مبهوت ساخت. چنانکه ایلوواتار را نماز بردند و خاموش ماندند». ”