سجاد رضاوندی جمالوئی

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - زنانی که به خودشان اهمیت می‌دهند - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

اندر حماقت حکمتنویسنده: جولیان بگینیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ بهترین حکایت‌ها و ضرب‌المثل‌ها و نقل قول‌ها مفاهیم مهمی را در قالب چند کلمه کوتاه می‌گنجانند . اما ممکن است همین چند کلمه خیلی گول‌زننده باشد . شاید بهتر است بدانید که هر ضرب‌المثلی یک نمونه مشابه و یک نمونه متضاد دارد . از این طرف می‌گوییم نرود میخ آهنین در سنگ و از آن طرف مدعی می‌شویم که ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است . یک دفعه می‌گوییم یک دست صدا ندارد اما بعد می‌گوییم آشپز که دو تا شد غذا یا شور می‌شود یا بی‌نمک . اما فکر نکنید این تناقض‌ها اثر یکدیگر را خنثی می‌کنند و دست ما را خالی می‌گذارند . بلکه باید بدانید هر کدام از این سخنان فقط قسمتی از واقعیت را در بر می‌گیرند . این عبارات تنها زمانی ما را به گمراهی سوق می‌دهند که به جای تشخیص چیزهایی که در آن پنهان است فکر کنیم اینها خود حقیقتند . باید گفت اینطور نیست که هر کسی برای هر چیزی ضرب‌المثلی در آستین دارد ، در مورد هیچ چیز تفکر نمی‌کند . یک طوطی که چیزی جز سخن بزرگان بر زبان نمی‌راند خودش صاحب آن دارایی نمی‌شود . به همین دلیل است که بسیاری از این سخنان حکیمانه که طوطی‌وار تکرارشان می‌کنید اگر بدون تفکر و تأمل تکرار شوند حالتی حماقت‌گونه به خود می‌گیرند . این کتاب جزو آن دسته کتاب‌هایی است که باید ساعت‌‌ها در موردش به بحث و گفتگو نشست . این کتاب نه یک کتاب مرجع است و نه راهنما ، بلکه برای آن نگاشته شده تا شعله تفکر افراد اهل فکر را بیشتر دامن بزند . ”

شب های روشننویسنده: فئودور داستایفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ از چه باید گفت؟ داستان مردی تشنه محبت که با زنی دلفریب ملاقات می‌کند و به او دل می‌بازد ایده‌ای آشنا در دنیای ادبیات داستانی است. تعداد نویسندگان بسیاری برای توصیف چنین دیداری دست به قلم شده‌اند را بی‌اغراق نمی‌توان شمرد اما وقتی فئودور داستایوفسکی -کسی که هیچ شخصیتی را به ما معرفی نمی‌کند مگر آنکه تحلیلی روان‌شناسانه و دقیق از او در اختیارمان بگذارد- تصمیم به تالیف داستانی عاشقانه می‌گیرد، باید انتظار چه چیزی را داشته باشیم؟ کتاب صوتی شب‌های روشن چه حرفی برای گفتن دارد که بعد از تقریبا دویست سال هنوز شنیدنی است؟ راوی این داستان کوتاه مانند دیگر شخصیت‌های مخلوق نویسنده فردی است حساس، درونگرا، خیال‌پرداز و منزوی. او که روزگارش بی‌هیچ دوست و آشنایی در سن پترزبورگ می‌گذرد در طلب عشقی ناب می‌سوزد، اما چه حیف که به‌اندازه‌ی تنهایی‌اش در ارتباط با دیگران هم خام است. همین نبود روابط اجتماعی راوی قصه را به سفرهایی پایان‌ناپذیر در شهر سوق داده. مرد جوان در خیابان‌ها قدم می‌زند در حالی که مکالمه‌ی میان ساختمان‌ها را تصور می‌کند. او به آدم‌ها می‌نگرد و از خودش می‌پرسد این پیرزن کیست؟ آن مرد میانسال و جدی چه دلیلی برای آن همه عجله داشت؟ زوج خوشبختی که بر پل ملاقات کردم چطور با هم آشنا شدند؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools