نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب صوتی وارکرفت: گرگ دل به روزهایی میپردازد که ملفاریون و تیرانده سعی دارند کنار یکدیگر از سرزمین الفهای شب در برابر ارتش هورد دفاع کنند. ریچارد ای. ناک، نویسندهی پرفروش نیویورکتایمز این اثر را پیرامون تعدادی از محبوبترین شخصیتهای وارکرفت خلق کرده و با مهارتش در داستانسرایی تحسین شما را برمیانگیزد.
اگر از دنبالکنندگان داستانهای وارکرفت هستید احتمالا اسم دگرگونی یا کاتاکالیسم را شنیدهاید. در این فرایند گروهی از افراد سودجو از عناصر زمین برای افزایش قدرت خود استفاده میکنند و به اینترتیب تغییراتی پیشبینی نشده در سیاره به وجود میآوردند، این اتفاق ساختار آزروث را کاملا تغییر میدهد و به همین دلیل از آن به اسم دگرگونی یاد میشود. مدتها بعد از این واقعه نژادها هنوز برای دسترسی به منابع حیات با همدیگر رقابت میکنند که فجایع ناشی از این مبارزات در قلب کتاب صوتی وارکرفت: گرگ دل نوشتهی ریچارد ای. ناک قرار دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ رمان آناکارنینا نوشتهی لییو تولستوی، نویسندهی روس است و سروش حبیبی آن را به فارسی برگردانده است. این کتاب برای اولین بار در سال 1878 به چاپ رسید و خود تولستوی آن را اولین کتاب واقعی خود میدانست. آناکارنینا رمان پیچیدهای است که بیش از دوازده شخصیت اصلی دارد. موضوع رمان در مورد خیانت، ایمان، خانواده، جامعهی اشرافی روسیه، ازدواج، آرزو و زندگی روستایی است. داستان در مورد رابطهی خارج از ازدواج آنا با افسری جوان به نام ورونسکی است. این رابطه رسوایی زیادی برای هر دو به همراه میآورد و بیشتر موجب فروپاشی روابط و زندگی آنا میشود. یکی از اصلیترین مضامین رمان این است که: «هیچکس نمیتواند شادی خود را بر روی درد و رنج شخص دیگر بنا نهد.» به گفتهی بسیاری، شخصیت لوین در رمان درست مانند شخصیت اصلی تولستوی است. انگار که نویسنده عقاید خود را از زبان این شخصیت به مخاطب عرضه میکند. از طرفی نام تولستوی لییو است و نام خانوادگی روسی لوین هممعنا با لییو است. لوین از کیتی به همان روشی خواستگاری میکند که تولستوی از سوفیا (همسرش) خواستگاری کرده است. هماکنون تولستوی را به عنوان نویسندهای مشهور میشناسند؛ اما او در دوران خود یک مبدع بزرگ در زمینهی نویسندگی بود. استفاده از مونولوگ درونی امروز شاید امری عادی باشد؛ اما خود تولستوی برای اولین بار در رمان آناکارنینا از آن استفاده کرد. روشی که باعث میشود شخصیتها بدون واسطه در مورد افکار و احساسات خود صحبت کنند. نویسندههای پیشین مانند شکسپیر در نمایشنامهها از این روش استفاده میکردند؛ اما هیچگاه در رمانها از آن استفاده نشده بود. مونولوگ درونی باعث همدلی زیاد مخاطب با شخصیت میشود و باعث میشود از نزدیک انگیزههای شخص را درک کنیم. ”