نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب صوتی ماهی در آب نوشتهی ماریو بارگاس یوسا دو روایت جذاب و شنیدنی از زندگی نویسنده را به قلم خود او بیان میکند. این دو ماجرا، مجزا و مستقل از یکدیگر هستند. اما هنرمندی یوسا در شرح وقایع و اتفاقاتی که از سر گذرانده، باعث شده تا گیرایی داستان حفظ شود و خواننده تا آخرین لحظه همراه با آن بماند.
نویسنده در بخش اول کتاب خود، خاطرات دوران کودکی و نوجوانیاش را بیان میکند. دوران ناآرام و پرفرازونشیبی که با جدایی والدین او گره خورده و همیشه با سایهای از تحقیر و ترحم دیگران همراه بوده است. در بخش دوم کتاب، ماجراهای شکستش در انتخابات ریاست جمهوری را روایت میکند و این ماجرا را با قلمی شیوا و پرجاذبه مینویسد.
این کتاب در یازده فصل نوشته شده که شنیدن آن، شما را از هیاهوی دنیای اطرافتان جدا میکند و به دل یک ماجرای حقیقی شنیدنی و تأملبرانگیز میبرد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ و چشمهایش کهربایی بود رمانی است که از دریچهای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» میپردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربهفردند.
تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییکهای کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکاندهنده را به تصویر میکشند و روایتگر ترسها، تشویشها، آرزوها و ناکامیهای آدمهای درون داستاناند... .
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
از همینجا پیداست و میبینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همانطور که توی هوا میچرخم زن هم میچرخد انگار و درخت هم وارونه میشود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که میزنم. درختِ وارونه ریشههایش توی هوا میماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من میخواهم از ریشهها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث میکند دیگر نمیچرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت میماند همانجا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمیگرداند و انعکاس رنگ مهرههام توی عسلی چشمهاش بیقرارم میکند... . ”