نگاهی اجمالی به کتاب“ دو سال است که پل هانسن دوران محکومیت خود را در زندان ایالتی مونترال میگذراند. او با هورتون که در قتلی مشارکت داشته، همسلول است…
هانسن سرپیشکار مجتمع ساختمانی اکسلسیور بوده است؛ جایی که در آن استعداد سرایداری، باغبانی و مباشریاش را به نمایش گذاشت و مهمتر از همه، یاور و تسلیبخش افراد اندوهگین بود. او در حین خدمت کردن به یکی از ساکنان ساختمان، با دختری به نام وینونا آشنا میشود که خلبان هواپیمای آبنشین و شغلش جابجا کردن مرسولات و افراد بر فراز ابرهاست. همهچیز بهزودی دستخوش تغییر میشود. فردی جدید مدیریت اکسلسیور را برعهده میگیرد، درگیری آغاز میشود و حادثهای غریب رخ میدهد… ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ از همان لحظه که بهعنوان انسان پا به این جهان پرسروصدا گذاشتیم، فکرها و استدلالهای گوناگون هم با ما به این جهان قدم گذاشتند. همین فکرها که البته خیلی از مواقع به کمکمان آمدهاند، گاهی به دشمن درجهیک ما بدل میشوند. میخواهیم کار جدیدی را شروع کنیم اما موانع ذهنی خودساخته، جلوی ما را میگیرند. همه چیز در امن و امان است اما نگرانیهای گوناگون به ذهنمان هجوم میآورند که مبادا خطری در راه باشد. خب، میبینید که دستگاه پرقدرت مغزمان همیشه در حال فعالیت است اما این پرکاری گاهی به ضرر ما تمام میشود. بله، آرامش، شادی و رضایت از زندگی در جدال با افکار بیهوده و اضطرابها شکست خورده و برای همیشه ما را تنها میگذارند. هاکان منگوچ که میتوان او را از صوفیان مدرن دانست با تعمق در ابیات مولوی و سیر در اندیشههای بیکران این شاعر، آثاری را تألیف کرده که از پرطرفدارترین کتابهای روانشناسی هستند. ”