نگاهی اجمالی به کتاب“ این کتاب مجموعه چهار درس گفتار است که در یکی از دانشگاه های آمریکا ایراد شده است. اکو با طنز مخصوص به خود می گوید از این جهت عنوان رمان نویس جوان را بر خود نهاده که اولین رمانش یعنی نام گل سرخ را در سال 1980 و در پنجاه و چند سالگی منتشر کرده؛ پس به این ترتیب خودش را رمان نویسی جوان و البته با آینده ای پیش رو به شمار می آورد، رمان نویسی که تاکنون شش رمان نوشته و احتمالا طی پنجاه سال آینده رمان های زیاد دیگری منتشر خواهد کرد.
اکو در این کتاب از منظر یک نظریه پرداز ادبی به تفاوت های نویسندگی خلاق با نویسندگی آکادمیک می پردازد و تجربیات خود را در زمینه رمان نویسی با خوانندگان در میان می گذارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست دادهاند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن میکند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشتهاند با مرد غریبه نابینایی در خانهشان مواجه میشوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا میکند. به خصوص که غریبه شباهتهایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”