نگاهی اجمالی به کتاب“ شاید برای دیگران اهمیتی نداشته که او چندساله است و چرا در رستورانی نیمهتاریک که محل آدمهای مجرد است اینگونه تنها و ستم کشیده نشسته است؛ اما برای من بسیار مهم و پراهمیت است که او سی و پنج سال دارد و دو بچه به دنیا آورده که هر دو با یک بیماری مرموز مردهاند و هر پزشکی به او توصیه کرده است که دیگر بچهدار نشود، میدانید که، او همسر من است…
احمد آرام در مجموعه داستان کسی ما را به شام دعوت نمی کند با ابداع مشبک هایی تاریک-روشن و مجموعه ای تداخل ها و نشانه ها، مخاطب را به سوی طنزی گزنده پیش می برد. او از طریق وهمی ناشناخته، همسو با شکلی از دگردیسی، فضایی گروتسک را رقم می زند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان عشقی پر فراز و نشیب، در کشاکش تغییرات سیاسی و اجتماعی پرسروصدایی که در نیمهی دوم قرن بیستم در مکانهایی مانند لیما، پاریس، لندن، توکیو یا مادرید در حال رخ دادن است. ریکاردو، یکی از دو شخصیت اصلی کتاب صوتی دختری از پرو نوجوانی از طبقهی متوسط ??رو به بالای جامعه است که عاشق زن جوانی به نام لیلی میشود. اما لیلی در رابطهی خود با ریکاردو دروغ بزرگی به او میگوید که سبب میشود همه چیز رنگی دیگر به خود بگیرد.
این زن جوان بهناگاه از زندگی ریکاردو ناپدید میشود. ریکاردو پس از مدتی در پی تحقق آرزوی دیرینهی خود یعنی زندگی در پاریس، شهری که پدرش در کودکی با او از آن حرف زده بود، رهسپار سفر میشود. در آنجا به عنوان مترجم در سازمان یونسکو مشغول به کار میشود و در پایتخت فرانسه دوباره با زن جوان ملاقات میکند؛ این بار با نامی دیگر. زنی که در طول کتاب از خلال سفرهایش به لندن، توکیو و مادرید ماجراهای پیچیدهای را با ریکاردو از سر میگذراند که عشق و البته نابودی را به همراه خواهد داشت. ”