نگاهی اجمالی به کتاب“ گر شما هم تجربهی یک گفتگوی بد را داشتهاید، میدانید که هر بار بعد از یک گفتوگوی بد خود را سرزنش میکنیم و میگوییم کاش این حرفها را میزدم، کاش آن را نمیگفتم. حتی گاهی حرفهایمان را از قبل آماده میکنیم که در گفتگو بگوییم؛ اما در شرایط گفتگو که قرار میگیریم انگار که همهچیز را فراموش میکنیم.
خیلی از ما فکر میکنیم این فقط مشکل ما است که در جمعهای بزرگ و کوچک نمیتوانیم بهراحتی با دیگران ارتباط برقرار کنیم. شاید خیلی از ما آرام و پنهانی این کتاب را از قفسهی کتابفروشی یا نمایشگاه کتاب برداشتهایم. میترسیم از اینکه کسی بفهمد ما برای صحبت کردن و ارتباط با دیگران دچار ترسها و مشکلاتی هستیم. هیچکس دوست ندارد به دیگران بگوید که در جمعها یا حتی ارتباطات روزانه، با دوستان، همکاران یا حتی خانواده خود دچار مشکلاتی است؛ اما چاره کار اینجاست.
کتابِ چگونه خوب صحبت کنم؟ راهنمایی کاربردی برای بهبود مهارت های خوب صحبت کردن و ایجاد ارتباطات موثر است. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ در کتاب پیش رو راوی داستان جوانی است که از 16 سالگی در شهر کار می کند. او تعمیرکار لوازم خانگی است و با درنظر گرفتن وضعیت اقتصادی آلمان پس از جنگ دوم جهانی، درآمد خوبی دارد. کل داستان مربوط به یک روز ابتدای هفته (دوشنبه) است؛ روزی تمام ناشدنی که در انتهای داستان هنوز چند ساعتی از آن باقی است! صبح روز دوشنبه تلگرامی از پدرش میرسد که هدویگ دختر مدیر مدرسه (همکار پدر) برای ادامه تحصیل به شهر میآید و فندریش میبایست به ایستگاه راه آهن برود و او را با رعایت ادب به آپارتمانی که قبلن برای او اجاره کردهاست برساند. او با کمی نارضایتی تن به این کار میدهد اما مواجهه او با هدویگ تاثیر عجیبی روی او میگذارد به نحوی که…. ”