بادها

کتاب صوتی

کتاب صوتی بادها
اثری از
برگردان مهدی سرائی

نام اصلی:

ناشر: نشر افق

سال چاپ:

شابک:

خلاصه:

کتاب صوتی بادها نوشته‌ی ماریو بارگاس یوسا، نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات، داستان پیرمردی است که در آینده‌ای فرضی زندگی می‌کند، جایی که تمام بیماری‌ها درمان مؤثر خودشان را دارند، اما دیگر هیچ‌کس سینماها و کتاب‌فروشی‌ها را به یاد نمی‌آورد و برای خلق داستان، تنها باید به کامپیوتری با هوش مصنوعی رجوع کرد. زندگی در چنین جهانی برای شخصیت اصلی این کتاب آن‌قدر ملال‌آور است که او به قدم زدن در خیابان‌ها برای یادآوری تکه‌پاره‌های هویت گذشته‌ی خود رجوع می‌کند، اما فراموشی و تکنولوژی، آخرین خاطرات او را از آسمان این شهر ربوده‌اند.

بشنوید:

هنرمندان:

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی پزشک دهکده پزشک دهکده

فرانتس کافکا

کتاب صوتی گنج گنج

گراتزیا دلددا

کتاب صوتی راز جنگل پیر راز جنگل پیر

دینو بوتزاتی

کتاب صوتی در خلوت خواب در خلوت خواب

فتانه حاج سیدجوادی

کتاب صوتی عصیان عصیان

یوزف روت

کتاب صوتی مجله صوتی کتاب شنبه- شماره اول مجله صوتی کتاب شنبه- شماره اول

گروه نویسندگان ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

علامتچینویسنده: چارلز دیکنزRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ راوی داستان در ایستگاه قطاری دورافتاده و پرت با مرد مرموز و افسرده ای آشنا می شود که سالهاست به عنوان علامت چی در این ایستگاه کار میکند.مرد علامتچی از اشباحی حرف می زند که او و ایستگاه را احاطه کرده اند و خبرهای ناخوشایندی می آورند.راوی ابتدا حرف های علامتچی را جدی نمیگیرد تا اینکه حادثه ای تلخ روی می دهد. ”

راز بین دو نفرنویسنده: کارن ام.مک‌منسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب راز بین دو نفر نوشته‌ی کارن ام. مک منس، قصه نوجوانی را به تصویر می‌کشد که نزد مادربزرگش در شهر دیگری رفته و در آنجا اتفاقات رمزآلودی برایش رخ می‌دهد که او را سردرگم و وحشت‌زده می‌کند. الری وارد شهر کوچکی به نام اکوریج می‌شود، شهری که تا به حال در آنجا نبوده و چیزهای عجیبی در موردش به گوشش رسیده است. در این شهر مردم همدیگر را می‌شناسند و روابطشان بسیار در هم گره خورده است. خاله‌ی الری زمانی که 17 ساله بود در این شهر گم شد. 5 سال قبل نیز یکی از برندگان مراسم رقص مدرسه کشته شد و این‌گونه نام این شهر بین مردم پیچید. اکنون الری با شرایطی که برایش به وجود می‌آید ناچار است به این شهر برود و با مادربزرگش که خیلی او را نمی‌شناسد، زندگی کند. هر چند شهر اکوریج در ظاهر زیبا به نظر می‌رسد با این حال اسراری در خود پنهان دارد. پیش از اینکه سال تحصیلی الری آغاز می‌شود، فردی به شکل‌های گوناگون ادعا می‌کند که در روزهای آینده قتلی رخ خواهد داد و پیوسته هشدار می‌دهد که مراسم رقص آن سال نیز به همان خطرناکی و وحشتناکی پنج سال قبل خواهد بود. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools