جمشیدخان عمویم که باد همیشه او را با خود می‌برد

کتاب صوتی

کتاب صوتی جمشیدخان عمویم که باد همیشه او را با خود می‌برد

کتاب صوتی جمشیدخان عمویم که باد همیشه او را با خود می‌برد

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده بختیار علی

نام اصلی:

ناشر: نشر نیماژ

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: داستان کوتاه

خلاصه:

همان‌طور که از عنوان اثر برمی‌آید، می‌توان حدس زد که در کتاب صوتی جمشیدخان عمویم که باد همیشه او را با خود می‌برد با یک رمان در ژانر رئالیسم جادویی روبه‌رو هستیم. آنچه هسته‌ی وقایع و شخصیت‌پردازی‌های کتاب به شمار می‌رود، در همین عنوان طولانی بیان شده است: شخصیت اصلی رمان به‌حدی لاغر است که باد او را با خود به این‌سو و آن‌سو می‌برد. اما ماجرا از چه قرار است؟ پیرنگ داستان این کتاب صوتی چیست و بختیار علی، نویسنده‌ی کرد معاصر، در زیرمتن این داستان به دنبال بیان چه مضمون و ایده‌ای است؟

کتاب صوتی جمشیدخان عمویم که باد همیشه او را با خود می‌برد داستانی خیال‌انگیز، تأثیرگذار و همچنین اندوهناک درباره‌ی گم شدن، شروع دوباره و این پرسش اساسی است که «واقعاً به کجا می‌رویم؟». سبک بختیار علی، رئالیسم جادویی را با توصیفی جسورانه از جامعه‌ی کرد معاصر پیوند می‌دهد و او را به‌عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان نسل خود به مخاطب فارسی‌زبان معرفی می‌نماید.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار مریم نشیبا

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی مسخ مسخ

فرانتس کافکا

کتاب صوتی بیابان تاتارها بیابان تاتارها

دینو بوتزاتی

کتاب صوتی گریز پا گریز پا

آلیس مونرو

کتاب صوتی شب های روشن شب های روشن

فئودور داستایفسکی

کتاب صوتی سوپرمارکت شبانه روزی سوپرمارکت شبانه روزی

سایاکا موراتا

کتاب صوتی شیطان به قتل می‌رسد شیطان به قتل می‌رسد

آگاتا کریستی

تازه‌های ماه‌آوا

دشت بهشتنویسنده: جان اشتاین بکRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ سرجوخه‌ی مقرراتی در مقابل آن زیبایی آرامش‌بخش پایش لرزید. او که پشت تیره‌پوستان را با شلاق دریده بود،‌ او که شجاعت و طمع‌کاری‌اش نسلی نو در کالیفرنیا پدید آورده بود، آن مرد ریشو، آن حامل بی‌رحم تمدن از زین به پایین لغزید، کلاهخود پولادین از سر برداشت. زیر لب گفت: «ای مریم مقدس،‌اینجا دشت سرسبز بهشتی است که پروردگارمان وعده داده.» ”

از این مطمئنمنویسنده: اپرا وینفریRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان جدیدی نیست، اما فکر می‌کنم، حداقل برای این کتاب، ارزش دارد که یک بار دیگر آن را تعریف کنم. سال 1998 بود و داشتم فیلم محبوب را در مصاحبه‌ی تلویزیونی زنده با جین سیسکِل، منتقد فیلم بزرگ شیکاگو سان‌تایمز، معرفی می‌کردم و همه‌چیز داشت خیلی آرام پیش می‌رفت تا اینکه اوضاع به هم پیچید. او پرسید: «بگو ببینم، از چی کاملاً مطمئنی؟» اولین بار نبود که مصاحبه می‌کردم. سال‌های سال در مصاحبه‌ها سئوال‌های ترسناکی مثل این را از من پرسیده بودند و هنوز هم می‌پرسند و معمولاً جوری نمی‌شود که هیچ کلمه‌ای برای پاسخ پیدا نکنم، اما باید بگویم جین موفق شده بود مرا گیر بیندازد. با من‌ومن و درحالی‌که می‌دانستم او به‌دنبال چیزی بزرگ‌تر، عمیق‌تر، پیچیده‌تر است، گفتم: «اوه،‌ درباره‌ی این فیلم؟» اما داشتم طفره می‌رفتم تا در ذهنم به پاسخی حداقل کمی منسجم برسم. اما او گفت: «نه، می‌دونی منظورم چیه؛ درباره‌ی خودت، زندگی‌ت، هرچی، همه‌چی...» «اوه، من مطمئنم که... اوه... مطمئنم که، جین، یه کم وقت می‌خوام که درباره‌اش بیشتر فکر کنم.» حالا شانزده سال گذشته و از آن موقع تا به‌حال خیلی به این پرسش فکر کرده‌ام، طوری‌که تبدیل به پرسش اساسی زندگی‌ام شده است: هر شب از خودم می‌پرسم دقیقاً‌ از چه مطمئن هستم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools