مجید آقا کریمی

از این هنرمند بشنوید:
گوینده:
  • کتاب صوتی - فیل - ماه آوا
  • کتاب صوتی - زن عقدی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - من؟ من با همه فرق می‌کنم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - سوگنامه رستم و سهراب - ماه آوا
  • کتاب صوتی - عصیان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - اول شخص مفرد - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بی خود و بی جهت - ماه آوا
  • کتاب صوتی - جمشیدخان عمویم که باد همیشه او را با خود می‌برد - ماه آوا
  • کتاب صوتی - پزشک دهکده - ماه آوا
بازیگر:
  • کتاب صوتی - ماجرای کاخ ابی گرنج( مجموعه نمایشی شرلوک هلمز) - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ماجرای مدرسه پرایری( مجموعه نمایشی شرلوک هلمز) - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ماجرای سه چهارم گمشده( مجموعه نمایشی شرلوک هلمز) - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

صمیمیتنویسنده: ریموند کارورRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ راوی داستان مردی است که چهار سال پس از جدایی از همسر سابقش برای دیدن او می‌رود. زن که هنوز زخم شکست زندگی مشترکشان را در سینه دارد با دیدن شوهر سابقش شروع به برون ریزی احساسی می‌کند و با حسرت از صمیمیتی حرف می‌زند که همیشه در آرزویش بوده ولی هیچگاه از جانب مرد به او ابراز نشده است. ”

همسر دوست داشتنی مننویسنده: سامانتا داونینگRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب همسر دوست ‌داشتنی من از پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز و یو‌اس‌ای تودی بوده و نامزد جایزه ادگار به‌عنوان بهترین رمان اول را با خود یدک می‌کشد. - پشت جلد کتاب همسر دوست ‌داشتنی من: داستان عاشقانه ما بسیار ساده به‌نظر می‌رسد. من با زنی بی‌نظیر ملاقات کردم. ما عاشق شدیم و ازدواج کردیم. بچه‌دار شدیم و به حومه شهر نقل ‌مکان کردیم. شیرین‌ترین رؤیاها و تاریک‌ترین رازهایمان را باهم در میان گذاشتیم. و سپس… از هم خسته شدیم. ما مثل همه زوج‌های معمولی دیگر هستیم. همسایه شما، والدینِ دوست فرزندتان و آشناهایی که دوست دارید آنها را به شام دعوت کنید. همه ما رازهایی داریم که باعث بقای ازدواجمان می‌شود. تنها تفاوت ما این است که رازمان با قتلی همراه است… - قسمتی از متن کتاب: او به این طرف و آنطرف میرود، کیفش را در یک سمت می‌اندازد و کفش‌هایش را هم در سمت دیگری از پا درمی‌آورد. دو لیوان پر از شراب را می‌بینم و او به سمت اتاقش راهنمایی‌ام می‌کند. بعد برمی‌گردد تا نگاهم کند و لبخند می‌زند. با گذشت زمان پترا به نظرم جذابتر می شود، حتی موهای ساده و صافش به نظرم درخشنده می‌آیند و برق می‌زنند. بله به‌خاطر اثر نوشیدنی الکلی‌ست که این‌طور به نظر می‌رسد اما به‎خاطر خوشحالی پترا هم هست که چنین حسی دارم. حس می‌کنم مدت هاست آنقدر خوشحال نبوده و نمی‌دانم به چه دلیل. همین که پترا جذاب است برایم کافیست. به سمتم می‌آید، بدنش گرم است، نفسش در شراب غوطه‌ور می‌شود. لیوان شراب را از من می‌گیرد و روی میز کنار تخت می‌گذارد. تا وقتی‌که در تاریکی هستیم و تنها نور صفحه موبایلم اتاق را روشن نگه داشته، نوشیدنم را ادامه می‌دهم. برای هم مرتب حرف‌هایمان را تایپ می‌کنیم، از حرفهای‌مان خنده‌مان می‌گیرد و می‌خواهیم بیشتر باهم آشنا شویم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools