نگاهی اجمالی به کتاب“ دکتر لاسمن پس از سالها دوری از کشورش تصمیم میگیرد برای دیدار از دو خواهرش و تجدید خاطرات کودکی به شهر زادگاهش سفر کند.همانطور که شبانه در قطار نشسته و به سمت شهرش می رود یک نام دخترانه مدام در گوشش زنگ میزند:کلارا.همبازی دوران کودکیاش اکنون کجاست و چگونه زندگی میکند؟تب یافتن پاسخ این سوال او را آرام نمیگذارد تا اینکه به ملاقات کلارا میرود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ آینده ما به دست خودمان ساخته می شود. عشق و محبت راهگشاست. کسی که از سختی ها نترسد و دوست وفاداری در کنارش داشته باشد سرانجام طعم خوشبختی را خواهد چشید. ”