نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب افکارتان را تغییر دهید تا زندگیتان تغییر کند اثر برایان تریسی نشان میدهد که چگونه میتوانید منابع شگفتانگیز درونی خود را کشف کنید و قدرتهای باورنکردنی خود را آزاد کنید. با مطالعه این کتاب یاد میگیرید که چگونه تمام مردم و منابع مورد نیاز خود را برای رسیدن به هر هدفی که برای خود تعیین کردهاید به سوی زندگی خود جذب کنید.
اگر آمادهاید تا خود را به سطح عالی عظمت برسانید و به نتایج شگفتانگیزی دست یابید، نقشه راهنمای درست و مناسب در دست شماست، DNA (دی. ان. اِی) آینده شما در مقابلتان قرار دارد. تنها وسیلهای که برای خلق آیندهای شگفتانگیز برای خود به آن نیاز دارید، مطالعه این کتاب و تصمیمگیری درباره چگونگی بهکارگیری آن در زندگی خود، برنامهریزی و سپس حرکت و ادامه زندگی خوشبینانه و اجرای دستورات این کتاب است.
وقتی با به کارگیری مفاهیم و نظرات جدید در زمینه کاری به نتایج جدید و بهتری دست مییابید شگفتزده میشوید. این موارد، همان مفاهیمی هستند که همه میلیونرهای خودساخته و افراد برنده عصر ما و رهبران موفق در هر زمینه آنها را به کار بستهاند.
در کتاب افکارتان را تغییر دهید تا زندگیتان تغییر کند، روند مرحله به مرحله موفقیت عظیمی را میآموزید که در نهایت بسیار آسان و بیزحمت آن را به کار میبندید. این استراتژی موفقیت آن چنان منطقی و جذاب و آن قدر کامل و جامع و سودمند است که همچون راه میانبری در عملکرد شخصی شما مؤثر است. اگر میخواهید درباره موضوعی بیندیشید، بزرگ بیندیشید تا نتایج عظیمی به دست آورید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ مجموعه داستان کوتاه «در خلوت خواب» نوشته ی «فتانه حاج سیدجوادی» است. این مجموعه هشت داستان را با عنوان های «رنگ تعلق»، «شیشه»، «در خلوت خواب»، «لالا»، «سمفونی حماقت»، «خرگوش»، «پوچ»، و «عرض زندگی» دربرمی گیرد. در بخشی از داستان «شیشه» می خوانیم: «من آدمی هستم که همیشه دیر رسیده ام. هنوز هم دیر می رسم. در این دیر رسیدن ها هرگز خود مقصر نبوده ام بلکه مانند برگی که روی آب افتاده باشد، در طی مسیر، مرتب و ناخواسته به این شاخ و آن خس و خاشاک گیر کرده ام و دیر رسیده ام. من دیر رسیدم و در نتیجه با وجود آن که در شرق، سرزمینی که در آن قدم نوزاد پسر همیشه مبارک است متولد شده بودم، مرا نمی خواستند. زیرا من آخرین فرزند یک خانواده ی پراولاد بودم و ناخواسته متولد شده بودم. پدر و مادرم با داشتن داماد و عروس از تولد من که ناگهان چون مهمان ناخوانده ای از راه رسیده بودم، مکدر بودند. من از این جهت با پسرعمویم تفاوت بسیار داشتم. او نخستین و تنها پسر خانواده ی خود بود که با نذر و نیاز فراوان و ناز و ادای بسیار متولد شده بود.» ”