مینیمالیسم دیجیتال

کتاب صوتی

کتاب صوتی مینیمالیسم دیجیتال

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان سیمین ورسه

انتخاب یک زندگی متمرکز در جهانی پرهیاهو

نام اصلی: Digital minimalism

ناشر: نشر هیرمند

سال چاپ: 1398

شابک:

خلاصه:

مینیمالیسم دیجیتال، فلسفه ای برای استفاده از فناوری ها در دنیای فرا آنلاین امروزی است. به گونه ای که زمان های آنلاین خود را صرف فعالیت هایی کنید که هوشمندانه انتخاب و بهینه سازی شده اند. وقت آن فرا رسیده که بر تکنولوژی غالب شوید نه مغلوب. وقت آن رسیده تصمیم بگیریم از چه ابزاری به چه هدفی و تحت چه شرایطی استفاده کنید. مینمالیست های دیجیتال کسانی هستند که بدون اینکه دغدغه ای برای مستندسازی لحظات زندگی خود داشته باشند از آن لذت می برند، کسانی که چهره به چهره با شما گفتگو می کنند بدون آنکه وسوسه سرک کشیدن به تلفن همراه سراغ شان بیاید.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار میلاد رحیمی
کارگردان رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 8 ساعت و 28 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی جستارهایی درباره زن جستارهایی درباره زن

سوزان سانتاگ

کتاب صوتی شیر سیاه شیر سیاه

الیف شافاک

کتاب صوتی برای فرداها متشکرم برای فرداها متشکرم

والری تریرولیر

کتاب صوتی بازی کار بازی کار

چارلز کنراد

تازه‌های ماه‌آوا

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

جادهنویسنده: کورمک مک‌کارتیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کورمک مک‌کارتی در داستان جاده، چنین سرزمینی را تخیل می‌کند. کورمک خودش و پسرش را در کشوری که در شرایط بحرانی پس از جنگ و انفجار هستند، تصور می‌کند. آن‌ها جزو معدود بازماندگانی هستند که برای زنده ماندن تلاش می‌کنند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools