نمایش صوتی ربکا

کتاب صوتی

کتاب صوتی نمایش صوتی ربکا

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان صدف محسنی

نام اصلی:

ناشر: نشر پارسه

سال چاپ: 1395

شابک:

دسته بندی: رمان/ عاشقانه

خلاصه:

رمان عاشقانه ربکا یکی از مهم‌ترین کتاب‌های عاشقانه کلاسیک ادبیات جهان است. دافنه دوموریه با انتشار این اثر در سال 1934 نام خودش را به عنوان نویسنده‌ای ماندگار در تاریخ ادبیات ثبت کرد.
خلاصه داستان ربکا؛ قصه‌ی دختری جوان ندیمه‌ی خانم وان هارپر است که دائم در حال سفر به دور دنیاست. در یکی از سفرهای هارپر به هتلی ییلاقی،‌ ندیمه او با مردی ثروتمند و جذاب به نام ماکسیم دووینتر آشنا می‌شود و مدتی بعد بر خلاف هنجارهای اجتماعی آن دوران ماکسیم از ندیمه خواستگاری کرده و آن‌ها با هم ازدواج می‌کنند. ماکسیم ندیمه سابق و همسر فعلی‌اش را به قصر بزرگش یعنی ماندرلی می‌برد. دختر در آن‌جا با ماجرای پر پیچ و خم و جالب همسر سابق ماکسیم یعنی «ربکا» آشنا می‌شود و به خاطر ارادت دیگر اشخاص قصر به ربکا دختر جوان کم‌کم مرعوب شخصیت ربکا می‌شود و این آغاز کشف و شهود اوست.
این کتاب به شیوه‌ای کاملا نو و با انتخاب راوی غیرمعمول در ادبیات کلاسیک جهان نوشته شده که بر جذابیت‌های آن افزوده است. خوانندگان در شروع این رمان با یکی از جذاب‌ترین شروع‌های رمان رو به رو می‌شوند.

بازیگران:
نگین خواجه‌نصیر، مهرداد مهماندوست، محسن بهرامی، حمید یزدانی، احمد لشینی، امیر فرحان‌نیا، سپیده مالمیر، تایماز رضوانی، گشتاسب امجدی، نوتاش نیک‌نژاد، محمود هادی‌زاده، حمیده کریمی، شرگان انورزاده، احمد غلامی، نسرین رضائی، سپیده سلیمیان، پروین دشتی، مهدی شاه‌حسینی، آرش رستمی، فروغ بهرامی، سروش اعتصامی



برنامه‌ریز: محسن دلدار

طراح گرافیک: احمد غلامی

ساخت ویدیو: مهدی شاه‌حسینی

بشنوید:

هنرمندان:
تهیه کننده راضیه هاشمی
کارگردان رضا عمرانی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی بخش D بخش D

فریدا مک فادن

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند دجله به حال تو ناله کند

امیلی ین ملفتو

کتاب صوتی تدفین مادربزرگ تدفین مادربزرگ

گابریل گارسیا مارکز

کتاب صوتی گرگ بیابان گرگ بیابان

هرمان هسه

کتاب صوتی دزیره دزیره

آن ماری سلینکو

تازه‌های ماه‌آوا

کافه‌ای به نام چرانویسنده: جان پی استرلکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب کافه‌ای به نام چرا اولین کتاب استرلکی است که در سال 2002 به چاپ رسید. استرلکی اولین چاپ این کتاب را خودش به چاپ رساند. این کتاب موفقیت بسیاری در بیست و چهار کشور دنیا کسب کرد و توانست در مدت یک سال بیش از ده هزار نسخه به فروش برساند. این کتاب در کشور‌های اتحادیه‌ی اروپا در ردیف پرفروش‌ترین کتاب سال 2018 برای هفته‌های متوالی قرار داشت. نام اولیه‌ی این کتاب چرا اینجا هستید بود که در چاپ‌های بعدی به کافه‌ای به نام چرا تغییر نام داد. کافه‌ای به نام چرا در نگاه اول ممکن است یک رمان کوتاه به نظر برسد اما پس از اندکی مطالعه‌ی آن مشخص خواهد شد که متن کتاب به شدت تمثیلی است. تا جایی که بهتر است این کتاب را به جای طبقه‌بندی در کتاب‌های داستانی، در حوزه‌ی روانشناسی خودسازی جای داد. نویسنده در فصل انتهایی این کتاب که عنوان موخره دارد از این تمثیل‌ها رمز گشایی می‌کند و به تدریج به تعیین هدف اصلی و واقعی کتاب در راستای کمک به دستیابی خوانندگان به معنای حیات مبادرت می‌ورزد. ”

اینم شد زندگینویسنده: عزیز نسینRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ «اینم شد زندگی» یک مجموعه داستانی از نویسنده توانای اهل ترکیه، عزیز نسین است. او در این آثار طنز تلخ و سیاهی را برای توصیف پیرامونش به کار می‌گیرد تا معایب اجتماعی زمانش را برملا کند و با نقد آنها راهکار گذر از این معایب را نشان دهد. او منتقد بی‌رحم اما خوش‌زبان جامعه ترکیه است و البته خوش‌انصاف؛ زیرا همه تقصیرها را هم به گردن حکومت و سیستم اداری و... نمی‌اندازد. قلم او متوجه مردم هم هست و با نقد خرافات، کژبینی و کوتته‌فکری مردم، می‌کوشد توازنی در نقدهایش ایجاد کند و راه برون‌رفت از مشکلات را بیشتر بنمایاند. بخشی از کتاب: «بعد از اینکه مرا ختنه کردند اسم مرا در یک مکتب نوشتند. مکتب از خانه ما خیلی دور بود ولی چاره نداشتیم باید می‌رفتم، راستش از دوری راه زیاد ناراحت نبودم چون خیابانها را دید می‌زدم!... ملاباجی که من آنجا درس می‌خواندم سه تا دختر بزرگ داشت، هر سه‌تا سفید و خوشگل بودند و من از هر سه تاشان خیلی خوشم می‌آمد! مثل روس‌ها بودند. آخه از وقتی که روس‌ها به مملکت ما آمدند دوچیز را با خودشان آوردند. یکی زن‌هایِ خوشگل و سفید و یکی هم اسکناس‌های بزرگ!... پدرم دوتا از این اسکناس‌ها داشت. البته مردم زیاد داشتند. اسکناس‌های روسی توی دست و پای مردم ریخته بود وقتی روسها از ترکیه رفتند. انقلابیون اسکناس‌ها را جمع کردند بعد هم از اعتبار افتاد. البته ما غیر از دو تا نداشتیم. چه می‌شد کرد. پولی بی اعتبار هم گیر ما نمی‌آمد! پدرم پولهای به آن بزرگی را یک قروش فروخت!... وقتی به مکتب رفتم مادرم یک فینه قرمز رنگی برایم درست کرد و به سرم گذاشت. یک قلم و دوات هم برایم خرید که وقتی می‌نوشتم «جرجر» صدا می‌کرد! روز اول به مدرسه رفتم باید این دعا را حفظ می‌کردم «رب یسر و لما تیتر رب تمین بالخیر» یعنی «آفریدگارا کارم را آسان کن. نگذار سخت بگذرد. تو کارم را به خیر بگردان» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools