هشت قتل حرفه‌ای

کتاب صوتی

کتاب صوتی هشت قتل حرفه‌ای

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر البرز

سال چاپ:

شابک:

خلاصه:

مالکوم کرشاو، شخصیت اصلی رمان هشت قتل حرفه‌ای نوشته‌ی پیتر سوانسون در یک کتابفروشی به نام اُلد دِوِل در شهر بوستون کار می‌کند که به‌طور تخصصی در کار فروش کتاب‌ها و رمان‌های جنایی-معمایی است. رئیس وقت کتابفروشی روزی از مالکوم می‌خواهد که تولید محتوای وبلاگ فروشگاه را در زمینه‌ی جنایی و معمایی بر عهده بگیرد. مالکوم که از خوانندگان قدیمی این ژانر به شمار می‌رود تصمیم می‌گیرد در وبلاگ کتابفروشی فهرستی از کتاب‌های منتخب را در ژانر جنایی منتشر کند؛ فهرستی با نام «هشت قتل حرفه‌ای» که دربرگیرنده‌ی آثاری از آگاتا کریستی، پاتریشیا هایسمیت، ایرا لوین، برکلی کاکس، جیمز‌ام کین، جان دی مک دونالد، دانا تارتت و اِی میلن است. او این لیست پیشنهادی را در وبلاگ کتابفروشی منتشر می‌کند اما خبر ندارد قرار است درست بر سر همین موضوع در دردسری بزرگ بیفتد و پای پلیس اف‌بی‌آی را به کتابفروشی اُلد دِوِل باز کند.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 7 ساعت و 47 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

رهایی از افکار سمینویسنده: زویی مک کیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ ما مسئول افکار خودمان هستیم. واکنش ما به شرایط مختلف، نتیجه‌ی باورها، نگرش‌ها و عادت‌های ماست. افکار ما همچنین روی سلامتی، روابط و امور مالی‌مان تاثیرگذار است. اگر آنچه را که می‌بینیم یا تجربه می‌کنیم دوست نداریم، پس باید دریچه‌ی نگاهمان را نسبت به آن تغییر دهیم. این کتاب راهکارهایی را به زبان ساده ارائه می‌کند که با به‌کار بستن آنها می‌توانیم از شر افکار سمی که انرژی روانی‌مان را کاهش می‌دهند، رها می‌شویم و از موانع به عوان فرصتی برای پیشرفت استفاده کنیم. ”

برگشتی در کار نیستنویسنده: اریک بردولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست داده‌اند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن می‌کند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشته‌اند با مرد غریبه نابینایی در خانه‌شان مواجه می‌شوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا می‌کند. به خصوص که غریبه شباهت‌هایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools