نگاهی اجمالی به کتاب“ ما مسئول افکار خودمان هستیم. واکنش ما به شرایط مختلف، نتیجهی باورها، نگرشها و عادتهای ماست. افکار ما همچنین روی سلامتی، روابط و امور مالیمان تاثیرگذار است. اگر آنچه را که میبینیم یا تجربه میکنیم دوست نداریم، پس باید دریچهی نگاهمان را نسبت به آن تغییر دهیم. این کتاب راهکارهایی را به زبان ساده ارائه میکند که با بهکار بستن آنها میتوانیم از شر افکار سمی که انرژی روانیمان را کاهش میدهند، رها میشویم و از موانع به عوان فرصتی برای پیشرفت استفاده کنیم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست دادهاند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن میکند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشتهاند با مرد غریبه نابینایی در خانهشان مواجه میشوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا میکند. به خصوص که غریبه شباهتهایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”