نگاهی اجمالی به کتاب“ هرچند به زعم عموم ما در عصر ارتباطات به سر میبریم و روزانه به اشکال مختلف در حال برقراری ارتباط با آدمها هستیم، وقتی درست نگاه میکنیم در مییابیم که آغاز یک رابطه ساده مینماید، اما حفظ آن و برقراری تفاهم مشترک بسیار دشوار است.
کتاب راز و رمز برقراری ارتباط، با بررسی ساز و کارهای ارتباطات میانفردی، به ما کمک میکند تا ظرفیتهای ارتباطی خود را گسترش دهیم، خود را بهتر بشناسیم، در جریان مراودات رفتار صحیحتری در پیش گیریم و با حفظ تعادل در رابطه آن را به تجربهای سازنده و صلحآمیز بدل کنیم.
باربارا متیسون مربی بینالمللی و روانکاو فرانسوی- آمریکایی است که بیش از بیست سال است در حوز? ارتباطات فرهنگی کار میکند. تجربیات فراوان و راهکارها و نظرات او که در این کتاب به آن پرداخته شده به افراد کمک میکند تا در موقعیتهای فردی و کاری رابط? مؤثرتری با شخص یا اجتماع برقرار کنند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب همسر دوست داشتنی من از پرفروشترینهای نیویورکتایمز و یواسای تودی بوده و نامزد جایزه ادگار بهعنوان بهترین رمان اول را با خود یدک میکشد. - پشت جلد کتاب همسر دوست داشتنی من: داستان عاشقانه ما بسیار ساده بهنظر میرسد. من با زنی بینظیر ملاقات کردم. ما عاشق شدیم و ازدواج کردیم. بچهدار شدیم و به حومه شهر نقل مکان کردیم. شیرینترین رؤیاها و تاریکترین رازهایمان را باهم در میان گذاشتیم. و سپس… از هم خسته شدیم. ما مثل همه زوجهای معمولی دیگر هستیم. همسایه شما، والدینِ دوست فرزندتان و آشناهایی که دوست دارید آنها را به شام دعوت کنید. همه ما رازهایی داریم که باعث بقای ازدواجمان میشود. تنها تفاوت ما این است که رازمان با قتلی همراه است… - قسمتی از متن کتاب: او به این طرف و آنطرف میرود، کیفش را در یک سمت میاندازد و کفشهایش را هم در سمت دیگری از پا درمیآورد. دو لیوان پر از شراب را میبینم و او به سمت اتاقش راهنماییام میکند. بعد برمیگردد تا نگاهم کند و لبخند میزند. با گذشت زمان پترا به نظرم جذابتر می شود، حتی موهای ساده و صافش به نظرم درخشنده میآیند و برق میزنند. بله بهخاطر اثر نوشیدنی الکلیست که اینطور به نظر میرسد اما بهخاطر خوشحالی پترا هم هست که چنین حسی دارم. حس میکنم مدت هاست آنقدر خوشحال نبوده و نمیدانم به چه دلیل. همین که پترا جذاب است برایم کافیست. به سمتم میآید، بدنش گرم است، نفسش در شراب غوطهور میشود. لیوان شراب را از من میگیرد و روی میز کنار تخت میگذارد. تا وقتیکه در تاریکی هستیم و تنها نور صفحه موبایلم اتاق را روشن نگه داشته، نوشیدنم را ادامه میدهم. برای هم مرتب حرفهایمان را تایپ میکنیم، از حرفهایمان خندهمان میگیرد و میخواهیم بیشتر باهم آشنا شویم. ”