نگین خواجه‌نصیر

از این هنرمند بشنوید:
گوینده:
  • کتاب صوتی - مادمازل شنل - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بندباز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تانگ فو - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بگذار دروغ بگویم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راز و رمز برقراری ارتباط - ماه آوا
  • کتاب صوتی - توهم آگاهی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - رازهایی درباره زندگی که هر زنی باید بداند - ماه آوا
  • کتاب صوتی - هرگز هرگز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راز بین دو نفر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کتابخانه نیمه شب - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کاش کنارم بودی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از این مطمئنم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تخم شر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - چه بر تو گذشته است - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راز پرونده مختومه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خاکستر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - قتل خانم مک گینتی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - هنر رهایی از فشارهای زندگی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

حماسه ویچر- جلد دوم- شمشیر سرنوشتنویسنده: آنجی سپکوفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مجموعه داستانی در دنیای گرالت ویچر که برخی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌های این دنیا را معرفی می‌کند. یک کتاب غیرقابل از دست دادن برای طرفداران بازی‌ها و رمان‌ها. گرالت یک ویچر است؛ مردی که قدرت‌های جادویی‌اش با تمرین‌های طولانی و اکسیرهای مرموز تقویت شده و او را به جنگجویی قهار و قاتلی بی‌رحم تبدیل کرده است؛ اما او یک آدمکش معمولی نیست؛ کارش کشتن هیولاهای متنوع و اهریمن‌های خبیثی است که ویرانی به بار می‌آورند و به بی‌گناهان حمله می‌کنند. او در سرزمین‌ها پرسه می‌زند و به دنبال مأموریت می‌گردد؛ اما به تدریج متوجه می‌شود که بااین‌که برخی از شکارهایش کاملاً بدذات و شریر هستند، بعضی دیگر قربانی گناه، پلیدی یا سادگی شده‌اند. - بخشی از کتاب: آبله‌رو گفت: «حداقل سکه‌هامون سرجاشون موندن، کسی نیست که برای کشتن باسیلیسک بهش پول بدیم. بهتره دیگه برید خونه؛ اما در مورد وسایل و اسب اون افسونگر... خوب نیست که هدر بشن.» قصاب گفت: «آره، مادیان خوبیه و خورجین‌هاش پُرن. بیاین یه نگاهی بندازیم.» - چه‌کار دارید می‌کنید؟ مرد آبله‌رو با لحن تهدیدآمیزی گفت: «خفه شو، کدخدا. مزاحم نشو، وگرنه یه مشت می‌آد تو صورتت.» قصاب تکرار کرد: «مادیان خوبیه.» - از اسب دور شو، عزیز من. قصاب به‌آرامی سمت غریبه‌ای که ناگهان از پشت یک دیوار فروریخته سر درآورده بود برگشت، درست پشت جمعیتی که جلوی ورودی تونل ایستاده بودند. غریبه موهای قهوه‌ای مجعد و پرپشتی داشت، زیر کت کتان گشادش نیم‌تنه‌ای به رنگ قهوه‌ای تیره پوشیده بود، همراه با چکمه‌های بلند مخصوص سواری. مسلح نبود. او با لبخندی تهدیدآمیز تکرار کرد: «از اسب دور شو. اینجا چی داریم؟ یه اسب و خورجینش که متعلق به کس دیگه‌ای هستن؛ اما شما با طمع بهش چشم دوختین و می‌خواین بهش دستبرد بزنید. این کارِ شرافتمندانه‌ایه؟» آبله‌رو آرام دستش را داخل پالتوی خود فروبرد و به قصاب نگاهی انداخت. قصاب رو به جمعیت دست تکان داد، با اشاره‌ی او، دو جوان قوی‌هیکل با موهای کوتاه خارج شدند. هر دو چماق‌های سنگینی به دست داشتند، مثل آن‌هایی که برای بی‌هوش کردن حیوانات در کشتارگاه استفاده می‌شوند. مرد آبله‌رو درحالی‌که دستش را داخل پالتو نگه‌داشته بود، گفت: «تو کی هستی که به ما بگی چی شرافتمندانه‌ست و چی نیست؟» ”

شکار گوسفند وحشینویسنده: هاروکی موراکامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شکار گوسفند وحشی به سبک بیشتر داستان‌های موراکامی نوشته شده ، داستان این کتاب با پایانی عجیب همراه است و تفاوت بارز آن نسبت به رمان‌ها و داستان ‌های دیگر موراکامی ، این است که وی در این کتاب نوشتن در ژانر پلیسی ـ جنایی را تجربه کرده است. این کتاب روایت شخصیت اصلی داستان از تعقیب کردن گوسفند وحشی افسانه‌ای است که در جسم انسان‌ها حلول می‌کند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools